اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

133
  • مر مرا لطفِ تو هم خوابی نمود***آن دعای بی‌حدَم بازی نبود
  • می‌نداند خَلقْ اسرارِ مرا***ژاژ می‌دانند گفتارِ مرا
  • حق نهان است و که داند رازِ غیب؟!***غیرِ علاّمِ سِر و سَتّارِ عیب»1
  • خصم گفتش: «رو به من کن، حق بگو***رو چه سوی آسمان کردی عمو؟!
  • شیْد می‌آری، غلط می‌افکنی***لافِ عشق و لافِ قُربت می‌زنی
  • با کدامین روی؟! چون دل مرده‌ای***روی سوی آسمان‌ها کرده‌ای»
  • غُلغلی در شهر افتاده ازین***آن مسلمان می‌نهد رو بر زمین:
  • «کِای خدا، این بنده را رسوا مکن***گر بَدَم من، سِرِّ من پیدا مکن
  • تو همی‌دانیّ و شب‌های دراز***که همی‌خواندم تو را با صد نیاز
  • پیشِ خلقْ این را اگر خود قدْر نیست***پیشِ تو همچون چراغِ روشنی‌ست
  • 🔹 گاو می‌خواهند از من ای خدا***چون فرستادی، نکردم من خطا»
  • شنیدنِ داوود علیه السّلام سخنِ خَصمان را در ظاهر

  • چون‌که داوودِ نَبی آمد برون***گفت: «هین، چون است این احوال، چون؟»
  • مدّعی گفت: «ای نَبیَّ الله، داد!***گاوِ من در خانۀ او اوفتاد
  • کُشت گاوم را، بپرسش که چرا***گاوِ من کُشت او؟ بیان کن ماجرا»
  • گفت داوودش: «بگو ای بو‌الکَرم***چون تلف کردی تو مِلکِ محترم؟
  • هین پراکنده مگو، حجّت بیار***تا به یک سو گردد این دَعویّ و کار»
  • گفت: «ای داوود، بودم هفت سال***روز و شب اندر دعا وَ اندر سؤال
  • این همی‌جُستم ز یزدان: ”کِای خدا***روزی‌ای خواهم حلال و بی‌عَنا“
  • مرد و زن بر نالۀ من واقِفند***کودکان این ماجرا را واصِفند
  • تو بپرس از هر که خواهی این خبر***تا بگوید بی‌شکنجه، بی‌ضرر
  • هم هویدا پرس و هم پنهان ز خلق***که: ”چه می‌گفت این گدای ژنده‌دَلق؟“
  • بعد از این جمله دعا و این فَغان***گاوی اندر خانه دیدم ناگهان
  • چشمِ من تاریک شد، نی بهرِ قوت***شادیِ آنکه قبول آمد قنوت
  • کُشتم این را تا دهم در شُکرِ آن***که دعای من شنید آن غیب‌دان»
    1. نسخۀ قونیه: حقّشان است و که داند راز غیب؟!