اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

131
  • ای مسلمانان، دعا مالِ مرا***چون از آنِ او کُند؟! بهرِ خدا!
  • گر چنین بودی، همه عالَم بِدین***یک دعا، اَملاک بُردندی به کین
  • گر چنین بودی، گدایانِ ضَریر***مُحتَشِم گشته بُدندیّ و امیر
  • روز و شب اندر دعا وَ اندر ثنا***لابه‌گویان که: ”تو دِهْ مال، ای خدا
  • تا تو نَدْهی، هیچ‌کس ندْهد یقین***ای گشاینده، تو بُگشا بندِ این“
  • مَکسَبِ کوران بوَد لابه و دعا***جز لبِ نانی نیابند از عَطا»
  • قوم گفتند: «این مسلمان راستگوست***این فروشنده‌یْ دعا‌ها ظلم‌خوست
  • این دعا کی باشد از اسبابِ مِلک؟!***کی کِشد این را شریعتْ خود به سِلک؟!
  • بیْع و بخشش یا وصیّت یا عطا***یا ز جنسِ این شود مِلکی تو را
  • در کدامین دفتر است این شرعِ نو؟!***گاو را تو باز دِه، یا حَبسْ رو
  • 🔹 اندر آ در حَبس و در زندانِ او***ور نه گاوش را بده، حجّت مگو»
  • 🔹 او به‌سوی آسمان می‌کرد رو:***«کِای خداوندِ کریمِ لطف‌خو
  • من دعا‌ها کرده‌ام زین آرزو***واقعه‌یْ ما را که داند غیرِ تو؟!1
  • در دلِ من آن دعا انداختی***صد امید اندر دلم افراختی
  • من نمی‌کردم گزافه آن دعا***همچو یوسف دیده‌ام من خواب‌ها»
  • ----------

  • دیدْ یوسف آفتاب و اَختران***پیشِ او سجده‌کُنان چون چاکران
  • اعتمادش بود بر خوابِ درست***در چَه و زندان جز آن را می‌نجُست
  • ز اعتمادِ آن نبودش هیچ غم***از غلامی وز مَلامِ بیش و کم
  • اعتمادی داشت او بر خوابِ خویش***که چو شمعی می‌فُروزیدش ز پیش
  • چون در‌افکندند یوسف را به چاه***بانگ آمد سَمْعِ او را از إلٰه
  • که: «تو روزی شَه شوی ای پهلوان***تا بمالی این جَفا بر رویشان»
  • قائلِ این بانگ نامد در نظر***لیک دل بشناخت قائل از اثر
  • قوّتیّ و راحتیّ و مَسندی***در میانِ جان فِتادش ز‌آن نِدی
  • چاه شد بر وی بدان بانگِ جلیل***گلشن و بزمی چو آتش بر خَلیل
  • هر جَفا که بعد از آنش می‌رسید***او بِدان قوّت به شادی می‌کشید
  • ----------

    1. . این بیت با بیت بالا باهم در نسخۀ قونیه این‌گونه آمده است: 
      او به‌سوی آسمان می‌کرد رو*** واقعه‌یْ ما را که داند غیرِ تو؟!