اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

13
  • او همی‌بیند که آن از بهرِ اوست***چشمِ دشمن بسته ز‌آن و چشمِ دوست
  • حرصِ دنیا رفت و چشمش تیز شد***چشمِ او روشن، گَهِ خون‌ریز شد
  • مرغِ بی‌هنگام شد آن چشمِ او***از نتیجه‌یْ کِبرِ او و خشمِ او
  • سر‌بُریدنْ واجب آمد مرغ را***کاو به غیرِ وقت جنبانَد دَرا1
  • هر زمان نَزعی‌ست جزوِ جانْت را***بنْگر اندر نَزعِ جانْ ایمانْت را
  • عمرِ تو مانندِ هَمْیانِ زر است***روز و شب مانندِ دینار‌اِشمَر است2
  • می‌شمارد، می‌دهد زرْ بی‌وقوف***تا که خالی گردد و آیَد خُسوف
  • گر ز کُه بِسْتانی و ننْهی به جای***اندر آید کوه ز‌آن دادنْ ز پای
  • پس بِنِه بر جایْ هر‌دم را عِوَض***تا ز ﴿وَ اسْجُد وَ اقْتَرِب﴾‌یابی غرض3
  • در تمامیْ کار‌ها چندین مَکوش***جز به کاری که بوَد در دین مَکوش
  • عاقبتْ تو رفت خواهی ناتمام***کارهایت اَبتر و نانِ تو خام
  • وین عمارت‌کردنِ گور و لَحَد***نی به سنگ است و به چوب و نی لُبَد
  • بلکه خود را در صفا گوری کَنی***در مَنی او کُنی دفنْ این مَنیّ
  • خاکِ او گردیّ و مدفونِ غمَش***تا دَمت یابد مَدد‌ها از دَمش
  • گورخانه‌یْ قُبّه‌‌ها و کنگره***نبوَد از اصحابِ معنا آن سَره
  • بنْگر اکنون زنده اطلس‌پوش را***هیچ اطلسْ دست‌گیرد هوش را؟!
  • در عذابِ مُنکَر است آن جانِ او***کژدمِ غم در دلِ غَمدانِ او
  • از بُرون، بر ظاهرش نقش و نگار***وز درون، اندیشه‌های زارِ زار
  • وآن یکی بینی در آن دَلقِ کُهَن***چون نبات اندیشه و شِکّر‌سخن
  • رجوع به حکایت مسافران و پیل‌بچگان

  • گفت ناصح: «بشْنوید این پندِ من***تا دل و جانْتان نگردد مُمتَحَن4
  • با گیاه و برگ‌ها قانع شوید***در شکارِ پیل‌بچْگان کم رَوید
  • من بُرون کردم ز گردن وامِ نُصْح***جز سعادت کی بوَد انجامِ نُصْح؟!
  • من به تبلیغِ رسالت آمدم***تا رهانم من شما را از نَدَم
  • هین مَبادا که طَمَعْتان ره زند***طَمْعِ برگ از این جهانْتان بر‌کَنَد»
  • این بگفت و خیر‌بادی کرد و رفت***گشت قَحط و جوعِشان در راهْ زَفت
    1. . دَرا: دَرای، زنگ.
    2. . دینار‌اِشمَر: دینارشمار.
    3. سوره العلق آیه 19.
    4. . ممتحن: مورد امتحان و آزمایش.