
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
مثنوی معنوی - دفتر سوم
128خود روا داری که آن دل باشد این *** که بوَد در عشقِ شیر و انگبین؟! لطفِ شیر و انگبینْ عکس دل است *** هر خوشی را آن خوش از دلْ حاصل است پس بوَد دل جوهر و، عالَم عَرَض *** سایۀ دل چون بوَد دل را غرَض؟! آن دلی کاو عاشقِ مال است و جاه *** یا زَبونِ این گِل و آبِ سیاه یا خیالاتی که در ظُلْماتِ او *** میپرستدْشان برای گفتگو دل نباشد غیرِ آن دریای نور *** دلْ نظرگاهِ خدا و آنگاه کور؟! نی دل اندر صد هزاران خاص و عام *** در یکی باشد؛ کدام است آن، کدام؟1 ریزۀ دل را بِهِل، دل را بجو *** تا شود آن ریزه چون کوهی از او دلْ محیط است اندر این *** خِطّهیْ وجودزر همیافشانَد از احسان و جود از سلامِ حق، سلامتها نِثار *** میکند بر اهلِ عالَم ز اختیار2 هر که را دامنْ درست است و مُعَدّ *** آن نثارِ دل بر آنکس میرسد دامنِ تو آن نیاز است و حضور *** هین منه در دامنْ آن سنگِ فُجور تا نَدَرّد دامنت آن سنگها *** تا بدانی نقد را از رنگها سنگ پُر کردی تو دامن از جهان *** هم ز سنگِ سیم و زرْ چون کودکان آن خیالِ سیم و زر، چون زر نبود *** دامنِ صِدقت درید و غم فُزود کی نماید کودکان را سنگْ سنگ *** تا نگیرد عقلْ دامنْشان به چنگ؟! 🔹 پیرْ عقل آمد، نه آن موی چو شیر *** مو نمیگنجد در اینجا ای فقیر انکارکردنِ آن جماعت بر دعا، و شفاعتِ دَقوقی، و ناپیدا شدن در پردۀ غیب، و حیران شدنِ دقوقی که: «ایشان به هوا رفتند یا به زمین پنهان شدند؟!»
چون رهید آن کشتی و آمد بهکام *** شد نمازِ آن جماعت هم تمام فُچ فُچی افتادِشان با همدگر: *** «کاین فضولی نیست از ماها به در»3 هر یکی با یکدگر گفتند سِرّ *** از پسِ پشتِ دَقوقی مُستَتِرّ - . نی: نیست.
- . نسخۀ قونیه: سلامیها نثار.
- . نسخۀ قونیه: از ما ای پدر.
فُچفُچ: پچپچ.
