اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

127
  • در پناهِ شیر، کم ناید کباب***روبَها، تو سوی جیفه کم شتاب
  • تو دِلا، منظورِ حق آنگه شَوی***که چو جزوی سوی کلِّ خود رَوی
  • حق همی‌گوید: «نظرْمان بر دل است***نیست بر صورت؛ که آن آب و گِل است»1
  • تو همی‌گویی: «مرا دل نیز هست»***دلْ فرازِ عرش باشد، نی به پست
  • در گِلِ تیره یقین هم آب هست***لیک از آن آبت نشاید آبْ دست2
  • ز‌آنکه گر آب است، مغلوبِ گِل است***پس دلِ خود را مگو: «کاین هم دل است»
  • آن دلی کز آسْمان‌ها برتر است***آن دلِ اَبدال یا پیغمبر است
  • پاک گشته آن ز گِل صافی شده***در فزونی آمده، وافی شده
  • ترکِ گِل کرده، سوی بَحر آمده***رَسته از زندانِ گِل، بَحریّ شده
  • آبِ ما محبوسِ گِل ماندَه‌ست، هین!***بَحرِ رحمت! جذب کن ما را ز طین!
  • بحر گوید: «من تو را در خود کِشم***لیک می‌لافی که: ”من آبِ خوشم“
  • لافِ تو محروم می‌دارد تو را***ترکِ آن پنداشت کن، در من در آ»
  • آبِ گل خواهد که در دریا رَود***گِل گرفته پای او را، می‌کِشد
  • گر رهاند پایِ خود از دستِ گل***گِل بمانَد خشک و او شد منتقل3
  • آن کشیدن چیست از گِلْ آب را؟***جذبِ تو نُقل و شرابِ ناب را
  • همچنین هر شهوتی اندر جهان***خواه مال و خواه آب و خواه نان
  • 🔹 خواه باغ و مرکَب و تیغ و مِجَنّ***خواه مُلک و خانه و فرزند و زن4
  • هر یکی ز‌آن‌ها تو را مستی کند***چون نیابی آن، خمارت نشکند
  • این خمارِ غم، دلیل آن شدَه‌ست***که بِدان مقصود مستیّ‌ات بُدَه‌ست5
  • جز به اندازه‌یْ ضرورت زین مگیر***تا نگردد غالب و بر تو امیر
  • سر کشیدی تو که: «من صاحب‌دلم***حاجتِ غیری ندارم، واصِلم»
  • آن‌چنان‌که آب در گِل سر‌کِشد***که: «منم آب و چرا جویَم مدد؟!»
  • دلْ تو این آلوده را پنداشتی***لاجرم دل زَ اهلِ دل برداشتی
    1. جامع الأخبار (شعیری) ص 100؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «إنّ اللٰهَ لا یَنظُرُ إلیٰ صُوَرِکم و أعمالِکم بل یَنظُرُ إلیٰ قُلوبِکُم و نیّاتِکم؛ خداوند به ظاهر شما و به [ظاهر] أعمال شما نگاه نمی‌کند بلکه به دل‌های و نیّت‌های شما می‌نگرد
    2. . آب دست: آب وضو.
    3. نسخۀ قونیه: او شد مستقل.
    4. . مِجَنّ: سپر.
    5. نسخۀ قونیه: بدان مفقود.