اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

126
  • آن دعای بی‌خودان، خود دیگر است***آن دعا زو نیست، گفتِ داور است
  • آن دعا حق می‌کند؛ چون او فَناست***آن دعا و آن اجابت از خداست
  • واسطه‌یْ مخلوق نی اندر میان***بی‌خبر ز‌آن لابه‌کردن جسم و جان
  • بندگانِ حقْ رحیم و بردبار***خوی حق دارند در اصلاحِ کار
  • مهربان، بی‌رَشوَتان، یاری‌گَران***در مقامِ سخت و در روزِ گِران
  • هین بجو این قوم را ای مبتلا***هین غنیمت دارِشان پیش از بَلا
  • ----------

  • رَستْ کشتی از دمِ آن پهلوان***و اهلِ کشتی را به جَهدِ خود گمان
  • که: «مگر بازوی ایشان در حَذَر***بر هدف انداخت تیری از هنر
  • پا رهانَد روبَهان را در شکار***وآن ز دُم دانند روباهانْ غِرار
  • عشق‌ها با دُمِّ خود بازند: «کاین***می‌رهاند جانِ ما را از کمین»
  • 🔹 از ضَلالت بوسه‌ها بر دُم دهند***رقص گیرند و ز شادی بر‌جهند
  • روبَها، پا را نگه دار از کلوخ***پا چو نبوَد، دُم چه سود ای چشم شوخ؟!
  • ----------

  • ما چو روباهان و، پای ما کِرام***می‌رهانَدْمان ز صد گون انتقام
  • حیلۀ باریکِ ما چون دُمِّ ماست***عشق‌ها بازیم با دُمْ چپّ و راست
  • دُم بجنبانیم زِ استدلال و مکر***تا که حیران گردد از ما زید و بَکر
  • طالبِ حیرانیِ خَلقان شدیم***دستِ طمْع اندر اُلوهیَّت زدیم
  • تا به افسونْ مالکِ دنیا شویم***این نمی‌بینیم ما کاندر گَویم1
  • ----------

  • در گُویّ و در چَهی ای قَلتَبان***دستْ وا دار از سِبالِ دیگران2
  • چون به بُستانی رسی زیبا و خَوش***بعد از آن دامانِ خَلقان را بکَش
  • ای مُقیمِ حَبسِ چار و پنج و شش***نَغز جایی، دیگران را هم بکش3
  • ای چو خربنده حریفِ کونِ خر***بوسه‌گاهی یافتی، ما را ببر
  • چون ندادت بندگیِّ دوستْ دست***میلِ شاهی از کجایت خاستَه‌ست؟!
  • در هوای آنکه گویندت: «زِهی!»***بسته‌ای بر گردنِ جانت زِهی4
  • روبَها، این دُمِّ حیلت را بِهِل***وقف کن دل بر خداوندانِ دل
    1. نسخۀ قونیه: مالک دل‌ها.
    2. . گُو: گودال.
    3. : چار و پنج و شش: چهار عنصر و پنج حواس و شش جهت.
    4. . زِهی: آفرین. زِهی: زِه؛ بند و غل و زنجیری.