اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

122
  • معنی تکبیرْ این است ای اِمیم:***«کِای خدا، پیشِ تو ما قربان شدیم»
  • وقتِ ذِبح، اَللٰهُ اَکبر می‌کُنی***همچنین در ذِبحِ نَفسِ کُشتَنی
  • 🔹 گوی: «اَللٰهُ اَکبَر»، وین شوم را***سر ببُر؛ تا وا رهد جان از عَنا1
  • تن چو اسماعیل، جان همچون خلیل***کرد جانْ تکبیر بر جسمِ نَبیل
  • گشت کُشته تن ز شهوت‌ها و آز***شد به «بِسمِ اللَه» بِسمِل در نماز
  • چون قیامت پیشِ حق صف‌ها زده***در حساب و در مناجات آمده
  • ایستاده پیش یزدانْ اشک‌ریز***بر مثالِ راست‌خیزِ رستخیز
  • حق همی‌گوید: «چه آوردی مرا***اندر اینمهلت که دادم مر تو را؟
  • عمرِ خود را در چه پایان برده‌ای؟***قوت و قوّت در چه فانی کرده‌ای؟
  • گوهرِ دیده کجا فرسوده‌ای؟***پنج حسّ را در کجا پالوده‌ای؟
  • گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش***خرج کردی، چه خریدی تو ز فرش؟
  • دست و پا دادَمْت چون بیل و کُلَند***من ببخشیدم، ز خودْ آنْ کی شدند؟!»
  • همچنین پیغام‌های دردناک***صد هزاران آید از یزدانِ پاک
  • در قیامْ این گفت‌ها دارد رُجوع***وز خجالت شد دو تا اندر رکوع
  • قوّتِ اِستادن از خِجلت نمانْد***در رکوع از شرمْ تسبیحی بخوانْد
  • باز فرمان می‌رسد: «بردار سر***از رکوع و پاسخِ حق بر‌شِمَر!»
  • سر بر‌آرَد از رکوعْ آن شرمسار***باز اندر رو فِتَد آن خام‌کار2
  • باز فرمان آیدش: «بردار سر***از سجود و وا‌دِه از کرده خبر»
  • سر بر‌آرَد او دگر رهْ شرمسار***اندر افتد باز در رو همچو مار
  • باز‌گوید: «سر بر‌آر و باز‌گو***که بخواهم جُست از تو مو به مو»
  • قوّتِ پا ایستادن نبوَدش***که خطابِ هیبتیّ بر جان زدش
  • پس نشیند قَعده ز آن بارِ گِران***حضرتش گوید: «سخن گو با بیان
  • نعمتت دادم، بگو شُکرت چه بود؟***دادمت سرمایه، هین بنْمای سود!»
    1. . عَنا: رنج و سختی.
    2. مونیخ (ب): 
      ...***اندر افتد باز در رو همچو مار.