اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

116
  • ز اشتیاق و حرصِ یک برگِ درخت***می‌زنند این بی‌نوایانْ آهِ سخت
  • در هزیمت زین درخت و زین ثِمار***این خَلائق صد هزار اندر هزار
  • باز می‌گویم: ”عَجَب، من بی‌خودم!***دست بر شاخِ خیالی در زدم!“»
  • ----------

  • هین بخوان: «إذا مَا اسْتَیْأَسَ الرُّسْل» ای عمو***تا به «ظَنّوا أنَّهُم قَد کُذِبوا»1
  • این قرائت خوان به تخفیفِ «کُذِب»***این بوَد که خویش بیند مُحتَجِب2
  • در گمان افتاد جانِ انبیا***زِ اتّفاقِ مُنکِریِّ أشقیا
  • جاءَهم بَعدَ التَّشَکُّکْ نَصرُنا***تَرکِشان گو، بر درختِ جان بر‌آ3
  • می‌خور و می‌دِه بِدان کِش روزی است***هر‌دم و هر لحظه سِحر‌آموزی است
  • ----------

  • «خلق گویند: ”ای عجب، این بانگ چیست؟***چون‌که صحرا از درخت و بَر تُهی‌ست“
  • گیج گشتم از دمِ سوداییان***که: ”به نزدیکِ شما باغ است و خوان“
  • چشم می‌مالم که: ”اینجا باغ نیست***یا بیابانی‌ست یا مشکل‌ رَهی‌ست“
  • ای عجب، چندین دراز این ماجرا***چون بوَد بیهوده و هَزْل و خطا
  • من همی‌گویم چو ایشان: ”ای عجب!***این‌چنین مُهری چرا زد صُنعِ رَبّ؟!
  • زین تَنازُع‌ها محمّد در عجب***در تعجّب نیز مانده بولَهَب»
  • زین عجب تا آن عجب فرقی‌ست ژرف***تا چه خواهد کرد سلطانِ شگَرف
  • ای دقوقی، تیزتر ران، هین خَموش***چند گویی، چند؟! چون قحْط است گوش
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: مَا اسْتَیأس.
      سوره یوسف آیه 110؛ «تا آن زمان که فرستادگان خدا (از هدایت مردم و تحقّق وعدۀ الهی) نا‌امید شدند و گمان کردند که به آن‌ها دروغ گفته‌شده است در این هنگام یاری ما به آنان رسید در این هنگام هر کس را بخواهیم نجات می‌دهیم و عذاب ما از بدکار بازگردانده نمی‌شود.»
    2. . اگر «کُذِّبَ» قرائت شود یعنی گمان انبیاء بر این بوده که مردم ایشان را به دروغ‌گویی نسبت داده‌اند و رسالتشان را انکار کرده‌اند، و اگر «کُذِب» (بدون تشدید) قرائت شود یعنی انبیاء نسبت به وعدۀ نصرت الهی هم به شک افتادند و گمان کردند که شاید این وعده‌ها از سوی خدا نبوده بلکه القاءات شیطانی بوده است. مولانا می‌فرماید این معنای دوّم از آیه مراد است و صدور این‌گونه مسائل از بعض انبیاء بخاطر مرتبۀ آن‌ها است که خود از دیدن بعض مراتب عالم غیب در حجاب هستند. (رجوع شود به تفسیر بیان السعاده ج 2 ص 375، و نیز مخزن‌الأسرار ج 3 ص 1206.)
    3. جاءَهم بَعدَ التَّشَکُّکْ نَصرُنا: پس از شکّی که در دل (آن انبیا) واقع شد نصرت و یاری ما برای ایشان فرا رسید.