اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

115
  • مخفی بودنِ آن درختان از چشمِ خلق

  • «این عجب‌تر که بر ایشان می‌گذشت***صد هزاران خلق از صحرا و دشت
  • ز آرزوی سایه، جان می‌باختند***از گلیمی سایه‌بان می‌ساختند
  • سایۀ آن را نمی‌دیدند هیچ***صد تُفو بر دیده‌های پیچ پیچ!
  • ختم کرده قهرِ حق بر دیده‌‌ها***که نبیند ماه را، بیند سُها
  • ذرّه‌ای را بیند و خورشید نی***لیک از لطف و کَرم نومید نی
  • کاروان‌ها بینوا، وین میوه‌‌ها***پخته می‌ریزد، چه سِحر است ای خدا؟!
  • سیبِ پوسیده همی چیدند خلق***در هم ‌افتاده به یَغما خُشک‌حَلق
  • گفته هر برگ و شکوفه‌یْ آن غُصون***دم به ‌دم: ﴿یا لَیتَ قَومی یَعلَمون﴾1
  • بانگ می‌آمد ز سوی هر درخت:***«سوی ما آیید خلقِ شوربخت!»
  • بانگ می‌آمد ز غیرت بر شَجَر:***«چشمِشان بستیم؛ ﴿کَلّا، لا وَزَر﴾»2
  • گر کسی می‌گفتشان: «کاین سو دَوید***تا از این أشجارْ مُستَسْعَد شَوید»
  • جمله می‌گفتند: «کاین مسکینِ مست***از قضاءُ اللٰه دیوانه شدَه‌ست
  • مغزِ این مسکین ز سودای دراز***وز ریاضت، گشته فاسد چون پیاز»
  • او عجب می‌مانْد: «یا رَبّ، حال چیست؟***خلق را این پردۀ اِضلال چیست؟
  • خلقِ گوناگونِ با صد رای و عقل***یک قدمْ این سو نمی‌آرند نَقل!
  • عاقلان و زیرَکانْشان از نفاق***گشته مُنکِر وین‌چنین یاغیّ و عاق3
  • یا منم دیوانه و خیره شده؟***دیو بر من غالب و چیره شده؟
  • چشم می‌مالم به هر لحظه که من***خواب بینم یا خیال اندر زَمَن
  • خواب چِه بْود؟ بر درختان می‌روم***میوه‌هاشان می‌خورم، چون نگْرَوَم؟!
  • باز چون من بنْگرم در مُنکِران***که همی‌گیرند از این بُستانْ کَران
  • با کمالِ احتیاج و اِفتِقار***ز آرزوی نیم غوره جان سپار
    1. سوره یس آیه 26.
      ﴿يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ﴾: ای کاش قوم من (مردم) می‌دانستند!
    2. سوره القیامة آیه 11.
      ﴿كَلَّا لَا وَزَرَ﴾: هرگز، پناهگاهی نیست (که به‌سوی آن بگریزند).
    3. نسخۀ قونیه: زیرکانْشان ز اتفاق.