
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
110مرگِ او و مرگِ فرزندانِ او *** بهرِ حق پیشش چو حلوا در گلو نَزعِ فرزندان برِ آن باوفا *** چون قطائِف پیشِ شیخِ بینوا پس چرا گوید دعا إلّا مگر *** در دعا بیند رضای دادگر؟! آن شفاعت وآن دعا نز رحْمِ خَود *** میکُند آن بندۀ صاحبرَشَد رحْمِ خود را او همان دَم سوختَهسْت *** که چراغِ عشقِ حق افروختهست1 دوزخِ اوصافِ او عشق است و او *** سوخت مر اوصافِ او را مو به مو هر طَروقی این فُروقی کی شناخت؟! *** چون دَقوقی کاو در این دولت بتاخت قصّۀ دَقوقی و کراماتش
آن دَقوقی داشت خوشدیباچهای *** عاشق و صاحبکرامت خواجهای بر زمین میشد چو مَه بر آسْمان *** شب رُوان را گشته زو روشن رَوان در مُقامی مَسکنی کم ساختی *** کم دو روز اندر دِهی انداختی گفت: «در یک خانه گر باشم دو روز *** عشقِ آن مسکن کند در من فُروز غِرَّةُ المَسکَنْ أُحاذِرْها أنا *** اُنقُلی یا نَفْسُ، سافِرْ لِلْغِنا2 لا أُعَوِّدْ خُلْقَ قَلبی بِالْمَکان *** کَی یَکونَ خالِصاً فی الْاِمتِحان3 روز اندر سیْر بُد، شب در نماز *** چشم اندر شاهْ بازْ او، همچو باز مُنقَطِع از خَلق، نی از بدخویی *** مُنفَرِد از مرد و زن، نی از دویی مُشفِقی بر خَلق، نافع همچو آب *** خوششَفیعیّ و دعایش مُستَجاب4 نیک و بد را مهربان و مُستقَرّ *** بهتر از مادر، شَهیتر از پدر ----------
گفت پیغمبر: «شما را -ای مِهان- *** چون پدر هستم شفیق و مهربان زآن سبب که جمله اجزای مَنید» *** جزو را از کلْ چرا برمیکَنید؟! جزو از کلْ قطع شد، بیکار شد *** عضو از تن قطع شد، مردار شد تا نپیوندد به کلّ بارِ دگر *** مرده باشد، نبوَدش از جانْ خبر ور بجنبد، نیست خودْ آن را سند *** عضوِ نو بُبْریده هم جنبش کند - . بریتانیا (الف):عشق خود.
- . من از فریفتگی به مسکن (در یک جا ماندن) برحذر و خوفناکم، ای نفس رخت بربند و به سوی بینیازی سفر کن.
- . من دل خود را به ماندن در جایی خو نمیدهم تا در امتحان (برای محبّت محبوبم) خالص بماند.
- . اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: خوششَفیقی.
