اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

109
  • ناطقِ کامل چو خوان‌باشی بوَد***بر سرِ خوانش ز هر آشی بوَد1
  • که نمانَد هیچ مهمانْ بی‌نوا***هر کسی یابد غذای خود جدا
  • همچو قرآن که به معنی هفت‌تو ست***خاص را و عام را مَطعَم در اوست
  • ----------

  • گفت: «این -باری- یقین شد پیشِ عام***که جهان در امرِ یزدان است رام
  • هیچ برگی در‌نیفتد از درخت***بی‌قضا و حکمِ آن سلطانِ بخت
  • از دهانْ لقمه نشد سوی گلو***تا نگوید لقمه را حقْ: ”کُادْخُلوا!“2
  • میل و رغبت، کآن زِمامِ آدمی‌ست***جنبشِ آنْ رامِ امرِ آن غَنی‌ست3
  • در زمین‌ها و آسمان‌ها ذرّه‌ای***پر نجنبانَد، نگردد پَرّه‌ای
  • جز به فرمان قدیمِ نافِذش***شرح نتْوان کرد و جَلدی نیست خَوش
  • کِه شْمُرَد برگِ درختان را تمام؟!***بی‌نهایت کی شود در نُطقْ رام؟!
  • این‌قدر بشنو که چون کلّیِّ کار***می‌نگردد جز به امرِ کردگار
  • چون قضای حقْ رضای بنده شد***حکمِ او را بنده‌ای خواهنده شد
  • بی تکلّف، نی پیِ مزد و ثواب***بلکه طَبعِ او چنین شد مُستَطاب
  • زندگیِّ خود نخواهد بهرِ خَوذ***نی پی ذوقِ حیاتِ مُستَلَذّ
  • هر کجا امرِ قِدَم را مَسلَکی‌ست***زندگیّ و مُردگی پیشش یکی‌ست
  • بهرِ یزدان می‌زیَد، نی بهرِ گنج***بهرِ یزدان می‌مُرَد، نز خوْف و رنج
  • هست ایمانش برای خواهِ او***نی برای جَنّت و أثمار و جو
  • ترکِ کفرش هم برای حق بوَد***نی ز بیمِ آنکه در آتش شود
  • این‌چنین آمد زِ اصلْ آن خویِ او***بی ریاضت، نی ز جست و جوی او
  • آنگهان خندد که او بیند رضا***همچو حلوای شِکرْ او را قضا
  • بنده‌ای کِش خوی و خصلت این بوَد***نی جهان بر امر و فرمانش رود؟!
  • پس چرا لابه کند او یا دعا***که: ”بگردان -ای خداوند- این قضا؟“»
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: خوان‌پاشی.
      خوان‌باش: سردار بزرگ.
    2. . اُدخُلوا: (در گلو) داخل شو.
    3. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: جنبش و آرامِ امرِ آن غَنی‌ست.