اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

8
  • تا نگویی سرِّ سلطان را به کس***تا نریزی قند را پیشِ مگس
  • گوشِ آن‌کس نوشَد اَسرارِ جلال***کاو چو سوسنْ دَه زبان افتاد و لال
  • حلق بخشد خاک را لطفِ خدا***تا خورَد آب و بروید صد گیا
  • باز حیوان را ببخشد حلق و لب***تا گیاهش را خورَد اندر طلب
  • چون گیاهش خورْد حیوان، گشت زَفت***گشت حیوانْ لقمۀ انسان و رفت
  • باز خاک آمد، شد أکّالِ بشر***چون جدا شد از بشرْ روح و بَصَر
  • ذرّه‌‌ها دیدم دهانْشان جمله باز***گر بگویم خورْدِشان، گردد دراز
  • برگ‌ها را برگ از اِنعامِ او***دایگان را دایه لطفِ عامِ او
  • رزق‌ها را رزق‌ها او می‌دهد***ز‌آنکه گندم بی‌غذایی کی زَهَد؟!
  • نیست شرحِ این سخن را منتهیٰ***پاره‌ای گفتم، بدان ز‌آن پاره‌‌ها
  • جمله عالَم آکِل و مَأکول دان***باقیان را مُقبِل و مقبول دان
  • این جهان و ساکنانش منتشِر***وآن جهان و سالِکانش مستقِرّ1
  • این جهان و عاشقانش مُنقَطِع***اهلِ آن عالَم مُخَلَّدْ مُجتمِع
  • پس کریمْ آن است کاو خود را دهد***آبِ حیوانی، که مانَد تا ابد
  • باقیاتُ الصّالِحات آمد کریم***رَسته از صد آفت و أخطار و بیم
  • گر هزارانند، یک تن بیش نیست***چون خیالاتِ عدد اندیش نیست
  • آکِل و مَأکول را حلق است و نای***غالب و مغلوب را عقل است و رای
  • حلق بخشید او عصای عَدل را***خورْد او چندان عصا و حَبل را
  • وَ اندر او افزون نشد ز‌آن جمله أکل***ز‌آنکه حیوانی نبودش أکْل و شَکل
  • مر یقین را چون عصا حقْ حلق داد***تا بخورْد او هر خیالاتی که زاد
  • پس معانی را چو أعیان حلق‌هاست***رازقِ حلقِ معانی هم خداست
  • پس ز ماهی تا به ماه از خلق نیست***که به جذبِ مایه او را حلق نیست
  • حلقِ جان از فکرِ تن خالی شود***آنگَهی روزیش اِجلالی شود
  • 🔹 حلقِ عقل و دل چو خالی شد ز فکر***یافت او بی‌هضمِ معده رزقِ بِکر
  • شرطْ تبدیلِ مِزاج آمد، بدان***کز مزاجِ بد بوَد مرگِ بَدان
    1. نسخۀ قونیه: سالِکانش مستمِرّ. نسخۀ بریتانیا (الف): و آن جهان و ساکنانش مستمرّ.