
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر سوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوریگزیدن انبیا از خلائق.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر سوم
72🔹 بهرِ تمییزِ حق از باطل نِکوست *** سحرکردن شد حرام ای مردِ دوست بعد از آن اطلاق و تَبْشان شد پدید *** کارشان تا نَزْع و جانکندن رسید پس فرستادند مردی در زمان *** سوی موسیٰ از برای عذرِ آن: «کِامتحان کردیم، ما را کی رسد *** امتحانِ تو اگر نبوَد حسد؟! مُجرِمِ شاهیم، ما را عذر خواه *** ای تو خاصُ الْخاصِ درگاهِ إلٰه1 🔹 درگذر از ما که ما کردیم بد *** ای تو را اَلطاف و فضلِ بیعدد» عفو کرد و در زمان نیکو شدند *** پیشِ موسیٰ ساجِد و دو تو شدند2 گفت موسیٰ: «عفو کردم ای کِرام *** گشت بر دوزخْ تن و جانْتان حرام من شما را خود ندیدم ای دو یار *** أعجَمی سازید خود را زِ اعْتِذار همچنان بیگانهشکل و آشنا *** در نبَرد آیید پیش پادشا 🔹 آنچه باشد مر شما را از فُنون *** جمع آرید از بُرون و از درون» پس زمین را بوسه دادند و شدند *** انتظارِ وقتِ فرصت میبُدند جمع آمدنِ ساحران از مدائن پیشِ فرعون و تشریفها از وی یافتن، و دست بر سینهکردن در قهرِ خَصم که: «این کار را بر ما نِویس»
تا به فرعون آمدند آن ساحران *** دادِشان تشریفهای بیکران وعدههاشان کرد و هم پیشین بِداد *** بردگان، اسبان و نقد و جنس و زاد بعد از آنْشان گفت: «هان ای سابِقان *** گر فُزون آیید اندر امتحان برفِشانم بر شما چندین عطا *** که بِدَرّد پردۀ جود و سَخا» پس بگفتندش: «به اقبالِ تو شاه *** غالب آییم و شود کارش تباه ما در این فن صَفدَریم و پهلوان *** کس ندارد پای ما اندر جهان» ----------
ذکرِ موسیٰ بندِ خاطرها شدهست *** کاین حکایتهاست که پیشین بُدهست ذکرِ موسیٰ بهرِ روپوش است لیک *** نورِ موسیٰ نقدِ توست ای یارِ نیک موسی و فرعون در هستی توست *** باید این دو خَصم را در خویش جُست تا قیامت هست از موسیٰ نِتاج *** نورْ دیگر نیست، دیگرْ شد سِراج این سُفال و این فتیله دیگر است *** لیک نورش نیست دیگر، زآن سر است - . شاه: (خداوند).
- . این بیت با بیت بالا به لحاظ معنی جابهجا شد.
