اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

مثنوی معنوی - دفتر سوم

49
  • این‌چنین مستی‌ست ز استدراجِ حق***تا چه مستی‌ها دهد مِعراجِ حق
  • دانۀ دامش چنین مستی نمود***خوانِ اِنعامش چه‌ها داند گشود؟!
  • مست بودند و رهیده از کمند***های و هوی عاشقانه می‌زدند
  • یک کمین و امتحان در راه بود***صَرصَرش چون کاه، کُه را می‌ربود
  • امتحان می‌کردشان زیر و زِبَر***کی بوَد سر‌مست را زین‌ها خبر؟!
  • خندق و میدان به‌پیشِ او یکی‌ست***چاه و خندق پیش او خوش مَسلَکی‌ست
  • مستی بز از دیدن بزِ ماده و جَستن او به کوهِ مقابلِ خود

  • آن بزِ کوهی بر آن کوهِ بلند***بر دوَد از بهر خوردی بی‌گزند
  • تا علف چیند، ببیند ناگهان***بازی دیگر ز حکمِ آسمان
  • بر کُهی دیگر بر‌اندازد نظر***ماده بُز بیند بر آن کوهِ دگر
  • چشمِ او تاریک گردد در زمان***برجهد سرمست زین کُه تا بِدان
  • آن‌چنان نزدیک بنْماید وِرا***که دویدن گِردِ بالوعه‌سرا
  • آن هزاران گز، دو گز بنمایدش***تا ز مستی میلِ جَستن آیدش
  • چون‌که بجْهد، در‌فِتَد اندر میان***در میانِ هر دو کوهِ بی‌امان
  • او ز صیّادان به کُه بُگریخته***خود پناهش خونِ او را ریخته
  • شَسته صیّادان میانِ آن دو کوه***انتظارِ این قضای باشکوه
  • باشد اغلب صیدِ این بز این‌چنین***ور نه چالاک است و چُست و خَصم‌بین
  • ----------

  • رُستم اَر‌چه با سر و سَبلَت بوَد***دامِ پاگیرش یقینْ شهوت بوَد
  • همچو من از مستی شهوت ببُر***مستی شهوت ببین اندر شتر
  • باز این مستی شهوت در جهان***پیش مستی مَلَک شد مُستَهان
  • مستی آن، مستی این بشکند***او به شهوت التفاتی کی کند؟!
  • آبِ شیرین تا نخوردی، آب شور***خوش نماید چون درونِ دیده نور
  • قطره‌ای از باده‌های آسمان***بَر‌کَند جان را ز مِی وَز ساقیان1
  • تا چه مستی‌ها بوَد املاک را***وز جَلالتْ روح‌های پاک را
    1. . اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: پر کُند جان را.