اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر سوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - غیرت خداوند نسبت به اولیای الهی. - تقدّم توفیق الهی بر اعمال صالح بندگان. - عشق مُحِب، تمامی آثار محبوب‌ را. - ترجیح علم و یقین بر ظن. - صبر اولیا بر قضای الهی و درخواست نکردن رفع آن. - جبر و تفویض. - فلسفۀ بلاها. - فلسفۀ دوری‌گزیدن انبیا از خلائق.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر سوم

11
  • اولیا اطفالِ حَقّند ای پسر***غائبیّ و حاضری بس با خبر
  • غائبی، مَندیش از نُقصانشان***کاو کِشد کین از برای جانِشان
  • گفت: «اطفالِ مَنند این اولیا***در غریبی فرد از کار و کیا
  • از برای امتحان، خوار و یتیم***لیک اندر سِرّ، منم یار و نَدیم
  • پشت‌دارِ جمله عِصمت‌های من***گوییا هستند خودْ اَجزای من
  • هان و هان این دَلق‌پوشان مَنند***صد هزار اندر هزار و، یک تَنند»
  • ور نه کی کردی به یک چوبی هنر***موسِیی فرعون را زیر و زِبَر؟!
  • ور نه کی کردی به یک نفرینِ بد***نوحْ شرق و غرب را غَرقابِ خَود؟!
  • بر‌نَکَندی یک دعای لوطِ راد***جمله شهرستانِشان را بی‌مُراد1
  • گشت شهرستانِ چون فِردوسشان***دجلۀ آبِ سیَه، رو بین نشان!
  • سوی شام است این نشان و این خبر***در رهِ قُدسش ببینی در گذر
  • صد هزاران اولیای حق‌پرست***خود به هر قرنی سیاست‌ها بُدَه‌ست
  • گر بگویم، این بیانْ افزون شود***خود جگر چه بْود؟! که کُه‌‌ها خون شود
  • خون شود کُه‌‌ها و باز آن بِفسُرَد***تو نبینی خون شدن، کوریّ و رَدّ!
  • طُرفه کوری، دوربین و تیز‌چشم***لیک از اُشتُر نبیند غیرِ پشم‌!
  • مو به مو بیند ز صَرفه حِرصِ اِنس***رقصِ بی‌مقصود دارد همچو خرس
  • 🔹 مو به مو بیند ز حرصِ خودْ بشر***رقصِ او خالی ز خیر و پُر زِ شر
  • رقصْ آنجا کن که خود را بشْکنی***پنبه را از ریشِ شهوت بَر‌کَنی
  • رقص و جوْلان بر سر میدان کنند***رقصْ اندر خونِ خود مردان کنند
  • چون رهند از دستِ خود، دستی زنند***چون جهند از نقصِ خود، رقصی کنند
  • مُطرِبانْشان از درونْ دف می‌زنند***بَحر‌ها در شورِشان کف می‌زنند
  • 🔹 تو نبینی برگ‌ها با شاخه‌ها***کف‌زنان، رَقصان ز تحریکِ صبا
  • تو نبینی، لیک بهرِ گوششان***برگ‌ها با شاخه‌ها هم کف‌زنان
  • تو نبینی برگ‌ها را کف زدن***گوشِ دل باید، نه این گوشِ بدن
    1. . راد: جوانمرد.