اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

90
  • «خواجه، خیر است، این دَوا دو چیستت؟!***گمشده اینجا که داری؟ کیستت؟»
  • گویی‌اش: «خیر است، لیک این خیرِ من***کس نشاید که بداند غیرِ من
  • گر بگویم، یک نشانم فوت شد***چون نشان شد فوت، وقتِ موت شد»1
  • بنْگری در روی هر مردِ سوار***گویدَت: «منْگر مرا دیوانه‌وار»
  • گویی‌اش: «من صاحبی گم کرده‌ام***رو به جست و جوی او آورده‌ام
  • دولتت پاینده بادا ای سوار***رحم کن بر عاشقان، معذور دار!»
  • چون طلب کردی به جِد، آمد نظر***«جِدْ خطا نکْند»، چنین آمد خبر2
  • ناگهان آمد سواری نیک‌بخت***پس گرفت اندر کنارت سخت سخت
  • تو شدی بی‌هوش و افتادی به طاق***بی‌خبر گفت: «اینْت سالوس و نفاق»
  • او چه می‌بیند در او این شور چیست؟!***او نداند کآن، نشانِ وصلِ کیست؟!3
  • این نشان در حقّ او باشد که دید***آن دگر را کی نشان آید پدید؟!
  • هر زمان کز وی نشانی می‌رسد***شخص را جانی به جانی می‌رسد
  • ماهیِ بیچاره را پیش آمد آب***این نشان‌ها ﴿تِلکَ آیاتُ الْکِتاب﴾
  • پس نشانی‌ها که اندر انبیاست***خاصْ آن جان را بوَد کاو آشناست
  • این سخنْ ناقص بمانْد و بی‌قرار***دل ندارم، بی‌دلم، معذور دار
  • ذرّه‌ها را کی تواند کس شمرد؟!***خاصه آن کاو عشق از وی عقل بُرد
  • می‌شمارم برگ‌های باغ را***می‌شمارم بانگِ کبک و زاغ را
  • در شمار اندر نیاید، لیکْ من***می‌شمارم بهرِ رشد ای مُمتَحَن4
  • نَحسِ کیوان یا که سَعدِ مشتری***ناید اندر حَصر ا‌گر‌چه بشْمُری
  • لیک هم بعضی از این هر دو اثر***شرح باید کرد بَهرِ نفع و ضَرّ5
  • تا شود معلومْ آثارِ قضا***شِمّه‌ای مر اهل سَعد و نَحس را
  • طالعِ آن کس که باشد مشتری***شاد گردد از نشاط و سروری
  • و‌آن که‌ را طالع زُحل، از هر شَرور***احتیاطش لازم آمد در امور
    1.  نسخۀ قونیه: نَک نشانم فوت شد.
    2.  من طلب و جدّ‌ وجد و من دق بابا و لجّ ولج.
    3. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: او چو می‌بیند در او این شور نیست.
    4.  نسخۀ قونیه: بهرِ رشدِ مُمتَحَن.
    5.  نسخۀ قونیه: یعنی نفع و ضَرّ.