اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

73
  • تمثیل در بیانِ خواندنِ آب، آلودگان را به پاکی

  • آب گفت آلوده را: «در من شتاب!»***گفت آلوده که: «دارم شرم از آب»
  • گفت آب: «این شرم بی من کی رود؟!***بی من این آلوده زایل کی شود؟!»
  • ز‌آبْ هر آلوده گر پنهان شود***«الحیاءُ یَمنَعُ الإیمان» بوَد1
  • دل ز پایه‌یْ حوضِ تن گِلناک شد***تن ز آبِ حوضِ دل‌ها پاک شد
  • گِردِ پایه‌یْ حوضِ دل گَرد ای پسر***هان ز پایه‌یْ حوضِ تن می‌کُن حَذَر
  • بَحرِ تن بر بحرِ دل بر‌هم زنان***در میانْشان ﴿بَرزَخٌ لا یَبغیان﴾
  • گر تو باشی راست ور باشی تو کژ***پیش‌تر می‌غَژ بدو، وا پس مَغَژ2
  • پیشِ شاهان گر خطر باشد به جان***لیک نشْکیبند عالی‌همّتان
  • شاهْ چون شیرین‌تر از شِکّر بوَد***جان به شیرینی رَود، خوش‌تر بوَد
  • ای ملامت‌گو، سلامت مر تو را!***وی سلامت جو، رها کن تو مرا!3
  • جانِ من کورَه‌ست و، با آتش خوش است***کوره را این بس که خانه‌یْ آتش است
  • همچو کوره عشق را سوزیدنی‌ست***هر که او زین، کور باشد، کودنی‌ست‌4
  • برگِ بی‌برگی تو را چون برگ شد***جانِ باقی یافتیّ و مرگ شد5
  • چون تو را غمْ شادی افزودن گرفت***روضۀ جانت گُل و سوسن گرفت
  • آنچه خوفِ دیگران، آن امنِ توست***بَطْ قوی در بَحر و مرغِ خانه سُست
  • باز دیوانه شدم من ای طَبیب***باز سودایی شدم من ای حَبیب
    1. حدیثی یافت نشد. ولی شاید اشاره به «ان اللٰه لا یستحیی من الحق» و اصول کافی از رسول اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم آمده است که: «الحَیاءُ حَیاءانِ حَیاءُ عَقلٍ و حَیاءُ حُمقٍ. فَحَیاءُ العَقلِ هُو العِلمُ و حَیاءُ الحُمقِ هُو الجَهل.». غررمن استحیی حرم. همچنین در روایت: من استحی من قول الحق فهو احمق.
    2. پیش‌تر می‌غژ بدو: خودت را بیشتر به‌سمت آن بکِش.
    3.  نسخۀ قونیه: 
      ...***ای سلامت‌جو تویی واهی العُریٰ.
       نسخۀ مِلکی نیکلسون: 
      ای ملامت‌گر، ملامت مر تو را***  ای سلامت‌جو تویی واهی العُریٰ. 
      (واهی العُریٰ: دستاویز سست).
    4.  بریتانیا (الف): همچو کوره عشق را سوزیده نیست. نسخۀ قونیه: هر‌که او زین کور باشد کوره نیست. نسخۀ مونیخ (ب): هر‌که او زین کوره باشد کور نیست.
    5. شد: رفت.