اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

51
  • 🔹 چون شعیب آگاه شد زین اِرتقا***چشم را در‌باخت از بهرِ لِقا
  • 🔹 شُکر کرد ایّوبِ صابر هفت سال***در بلا، چون دید آثارِ وصال
  • 🔹 خِضر و الیاس از مِی‌اش چون دم زدند***آبِ حیوان یافتند و کم زدند1
  • نردبانش عیسیِ مریم چو یافت***بر فرازِ چرخِ چارم می‌شتافت
  • چون محمّد یافت آن مُلک و نَعیم***قرصِ مَه را کرد در دمْ او دو نیم
  • چون ابوبکر آیتِ توفیق شد***با چنان شه صاحب و صِدّیق شد
  • چون عُمر شیدای آن معشوق شد***حقّ و باطل را چو دلْ فاروق شد
  • چون‌که ‌عثمان آن عیان را عین گشت***نورِ فائض بود و ذو النّورَین گشت
  • چون ز رویش مرتضیٰ شد دُرّ‌فشان***گشت او شیرِ خدا در مَرجِ جان
  • 🔹 روشن از نورش چو سِبطَین آمدند***عرش را دُرَّین و قُرطَین آمدند2
  • 🔹 آن یکی از زهرْ جان کرده نثار***و‌آن‌ سر افکنده به راهش مست‌وار
  • چون جُنیْد از جُندِ او دید آن مدد***خودْ مقاماتش فُزون شد از عدد
  • بایَزید اندر مَزیدش ره چو دید***نامِ قطبُ العارفین از حق شنید
  • چون‌که ‌کرخی کَرخِ او را شد حَرَس***شد خلیفه‌یْ عشق و ربّانی نفَس
  • پورِ أدهَم مرکبْ آن‌سو رانْد شاد***گشت او سلطانِ سلطانانِ داد
  • و‌آن‌ شَقیق از شَقّ آن راهِ شگَرف***گشت او خورشید رأی و تیز طَرْف3
  • 🔹 شد فُضیْل از رهزنی ره‌بینِ راه***چون به لحظه‌یْ لطف شد مَلحوظِ شاه4
  • 🔹 بِشرِ حافی را مُبَشِّر شد ادب***سر نهاد اندر بیابانِ طلب
  • 🔹 چون‌که ‌ذوالنّون از غمش دیوانه شد***مصرِ جان را همچو شِکّرخانه شد
  • 🔹 چون سَریّ بی‌سر شد اندر راهِ او***بر سَریرِ سروران شد جاهِ او5
  • صد هزاران پادشاهان و مِهان***سرفرازانند ز‌آن‌سویِ جهان
  • نامشان از رَشکِ حق پنهان بمانْد***هر گدایی نامشان را برنخوانْد
  • 🔹 رحمت و رضوانِ حق در هر زمان***باد بر جان و روانِ پاکشان
    1. کم زدند: برای خود وقعی ننهادند.
    2.  نسخۀ مِلکی نیکلسون: 
      چون‌که سِبطَین از سِرش واقف بُدند*** گوشوارِ عرش رَبّانی شدند.
    3. شقیق: شقیق بلخی (از عرفای إلٰهی).
    4. لحظه: نظر.
    5. سَریّ: سَریّ سَقَطی (از عرفای إلٰهی).