
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
5[بیان سبب تأخیر دفتر دوّم]
مدّتی این مثنوی تأخیر شد *** مهلتی بایست تا خونْ شیر شد تا نزاید بختِ تو فرزندِ نو *** خون نگردد شیرِ شیرین، خوش شنو چون ضیاءُ الحقْ حُسامُ الدّینْ عِنان *** بازگردانید ز اوجِ آسمان چون به مِعراجِ حقایق رفته بود *** بیبهارش غنچهها نشْکفته بود چون ز دریا سویِ ساحل بازگشت *** چنگِ شعرِ مثنوی با ساز گشت مثنوی که صیقلِ ارواح بود *** بازگشتش روزِ اِستفتاح بود مَطلَعِ تاریخِ این سودا و سود *** سال هجرتْ ششصد و شصت و دو بود بلبلی ز ینجا برفت و بازگشت *** بهرِ صیدِ این معانی بازگشت ساعدِ شَه مَسکنِ این باز باد *** تا ابد بر خلقْ این در باز باد آفتِ این درْ هویٰ و شهوت است *** ور نه اینجا شربت اندر شربت است این دهان بربند تا بینی عیان *** چشمبندِ آن جهان، حلق و دهان ای دهان، تو خود دهانهیْ دوزخی *** وِ ای جهان، تو بر مثالِ برزخی1 نورِ باقی پهلویِ دنیای دون *** شیرِ صافی پهلویِ جوهای خون چون در او گامی زنی بیاحتیاط *** شیرِ تو خون میشود از اِختلاط یک قدم زد آدم اندر ذوقِ نفْس *** شد فِراقِ صدرِ جنّتْ طوقِ نفْس همچو دیو از وی فرشته میگریخت *** بَهرِ نانی چند، آب از چشم ریخت گرچه یک مو بُد گنه کاو جُسته بود *** لیک آن مو در دو دیده رُسته بود بود آدم دیدۀ نورِ قدیم *** مویْ در دیده بوَد کوهِ عظیم گر در آن حالت بکَردی مشورت *** در پشیمانی نگفتی معذرت ز آنکه با عقلی چو عقلی جفت شد *** مانعِ بد فعلی و بدگفت شد نفْس چون با نفْسِ دیگر یار شد *** عقلِ جزوی عاطِل و بیکار شد گر ز تنهایی تو ناهیدی شوی *** زیر ظلّ یارْ خورشیدی شوی2 - تصحیحشده بر اساس نسخۀ قونیه. میرخانی: دهانِ دوزخی.
- نسخۀ قونیه: چون ز تنهایی تو نومیدی شوی.
