اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

22
  • باز گفت: «ای شه، پشیمان می‌شوم***توبه کردم؛ نو مسلمان می‌شوم
  • آن که تو مستش کنی و شیرگیر***گر ز مستی کژ رَود عذرش پذیر
  • ‌‌گر‌چه ناخن رفت چون باشی مرا***برکَنم من پرچمِ خورشید را
  • ور چه پَرّم رفت چون بنْوازیَم***چرخْ  بازی گم کند در بازیَم
  • گر کمر بخشی‌م، کُه را برکَنم***ور دهی کِلکی، عَلَم‌ها بشکنم
  • آخر از پشّه نه کم باشد تنم***مُلکِ نمرودی به پر بر‌هم‌ زنم
  • در ضعیفی تو مرا بابیل گیر***هر یکی خَصمِ مرا چون پیل گیر
  • قدرِ فندق افکنم بُندُق‌حَریق***بُندُقم در فعلْ صد چون منجنیق1
  • ‌گر‌چه سنگم هست مقدارِ نخود***لیک در هَیجا نه سَر مانَد نه خُود»
  • ----------

  • موسی آمد در وَغا با یک عصاش***زد بر آن فرعون و بر شمشیرهاش
  • هر رسولی یک‌تنه کآن در زدَه‌ست***بر همه‌یْ آفاق تنها بر زدَه‌ست
  • نوحْ چون شمشیر در‌خواهید از او***موجِ طوفان گشت از او شمشیرخو
  • احمدا، خود کیست اِسپاهِ زمین؟!***ماهْ بین بر چرخ و بشْکافش جَبین
  • تا بداند سَعد و نَحسِ بی‌خبر***دوْرِ توست این دور، نی دورِ قمر
  • دورِ توست ایرا که موسیّ کلیم***آرزو می‌بُرد زین د‌ورت مُقیم
  • چون‌که ‌موسیٰ رونقِ دورِ تو دید***کاندر او صبحِ تجلّی می‌دمید
  • گفت: «یا رب، این چه دورِ رحمت است***آن گذشت از رحمت، اینجا رؤیت است‌!
  • غوطه دِه موسیّ خود را در بِحار***از میانِ دورۀ احمد بر آر»
  • گفت: «یا موسیٰ، بدان بنْمودمت***راهِ آن خلوت بدان بُگشودمت
  • که تو ز‌آن دوری در این دوْر ای کَلیم***پا بکِش زیرا دراز است این گلیم‌2
  • من کریمم؛ نان نمایم بنده را***تا بگِریاند طمعْ آن زنده را
  • بینیِ طفلی بمالد مادری***تا شود بیدار و وا جویَد خَوری
  • کاو گرسنه خفته باشد بی‌خبر***و‌آن دو پستان می‌خَلد از مِهرِ دَرّ
  • کُنتُ کَنزاً رَحمةً مَخفیّةً***فَابْتَعَثتُ اُمّةً مَهدیَّةً»3
  • ----------

    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: 
      قدرِ فندق افکنم بُندُقْ خَریق*** بُندُقَم در فعلْ صد چون منجنیق.
    2.  نسخۀ مِلکی نیکلسون: پا مکش.
    3. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: فَانْبَعَثتُ.