اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

199
  • 🔹 کبکِ ایشان خنده بر شاهین زند***در تعلّق راهِ عِلّیّین زند
  • منطقُ الطّیرْ آنِ خاقانی صَداست***منطقُ الطّیرِ سلیمانی کجاست؟‌1
  • تو چه دانی بانگ مرغان را همی***چون ندیدی مر سلیمان را دمی؟!
  • پرِّ آن مرغی که بانگش مُطرِب است***از برونِ مَشرق است و مَغرب است
  • هر یک آهنگش ز کُرسی تا ثَری‌ست***وز ثَریٰ تا عرش در کَرّ و فَری‌ست
  • مرغ کاو بی ‌این سلیمان می‌رود***عاشقِ ظلمت چو خفّاشی بوَد
  • با سلیمان خو کن ای خفّاشِ رَدّ***تا که در ظلمت نمانی تا ابد
  • یک گَزی ره گر بدان‌سو می‌روی***همچو گزْ قطبِ مساحت می‌شوی
  • و‌آنکه‌ لَنگ و لوک آن‌سو می‌جهی***از همه لَنگیّ و لوکی می‌رهی
  • قصّۀ بَط‌بچگان که مرغِ خانگی پرورْدِشان

  • تخمِ بَطّی، ‌‌گر‌چه مرغِ خانه‌ات***کرد زیرِ پَرْ چو دایه تربیت
  • مادرِ تو بَطِّ آن دریا بُدَه‌ست***دایه‌ات خاکی بُد و خشکی‌پَرست
  • میلِ دریا که تو را دل اندر است***آن طبیعتْ جانْت را از مادر است
  • میلِ خشکی مر تو را زین دایه است***دایه را بُگذار کاو بَد رایه است!
  • دایه را بُگذار بر خشک و بِران***اندر آ در بَحرِ معنا چون بَطان
  • گر تو را دایه بترساند ز آب***تو مترس و سویِ دریا رانْ شتاب
  • تو بَطی، بر خشک و بر تر زنده‌ای***نی چو مرغِ خانه، خانه‌گَنده‌ای
  • تو ز ﴿کَرَّمْنا بَنی‌آدَم﴾ شَهی***هم به دریا هم به خشکی پا نهی2
  • که «حَمَلناهُم عَلَی الْبَحر»ی به جان***از «حَمَلناهُم عَلَی الْبَرّ» پیش ران3
  • مر مَلائک را سویِ بَرّ راه نیست***جنسِ حیوان هم ز بَحرْ آگاه نیست
  • تو به تنْ حیوان، به جانی از مَلَک***تا رَوی هم بر زمین هم بر فَلَک
  • تا به ظاهر ﴿مِثلُکُم﴾ باشد ﴿بَشَر﴾***با دلِ ﴿یوحیٰ إلَیَّ﴾ دیده‌وَر
  • قالبِ خاکی فتاده بر زمین***روحِ او گردان بر آن چرخِ بَرین
  • ما همه مرغابیانیم ای غلام***بَحر می‌داند زبانِ ما تمام
    1.  نسخۀ مِلکی نیکلسون: خاقانی جداست.
    2.  سوره الإسراء آیه 70؛ «به‌تحقیق که ما بنی‌آدم را گرامی ‌داشتیم و آن‌ها را در خشکی و دریا [بر مَرکَب] حمل نمودیم.»
    3. حَمَلناهُم عَلَی الْبَحر: در بحر حمل نمودیم. حَمَلناهُم عَلَی الْبَرّ: در خشکی حمل نمودیم.