اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

198
  • 🔹 می‌کند از مشرق و مغرب گذر***وز رفیق و هم‌نشینش بی‌خبر
  • مولَعیم اندر سخن‌های دقیق***بر گِره‌ها باز‌کردنْ ما عَشیق
  • تا گره بندیم و بُگشاییم ما***در شِکال و در جوابْ آیین فَزا
  • همچو مرغی کاو گشاید بندِ دام***گاه بندد تا شود در فنْ تمام
  • او بوَد محروم از صحرا و مَرج***عمرِ او اندر گره‌کاری‌ست خَرج
  • خودْ زَبونِ او نگردد هیچ دام***لیک پَرّش در‌شکست افتد مُدام
  • با گِره کم کوش تا بال و پَرت***نگْسَلد یک یک از این کَرّ و فَرَت
  • صد هزاران مرغْ پَرهاشان شکست***و‌آن‌ کمینگاهِ عوارِض را نبست
  • حالِ ایشان از نُبی خوان ای حریص***«نَقَّبوا فیها» ببین، ﴿هَلْ مِنْ مَحیص؟!﴾1
  • از نزاعِ ترک و رومیّ و عرب***حل نشد اِشکالِ انگور و عِنَب
  • تا سلیمانِ امینِ معنوی***در‌نیاید، بر‌نخیزد این دُوی2
  • جمله مرغانِ مُنازِع، بازوار***بشْنوید این طبلِ بازِ شهریار
  • زِ‌اختلافِ خویش سویِ اتّحاد***هین ز هر جانبْ روان گردید شاد
  • «حَیثُ ما کُنتُم فَوَلّوا وَجهَکم***نَحوَهُ»، هٰذا الَّذی لَم یَنهَکُم
  • کور‌مرغانیم و بس ناساختیم***کآن سلیمان را دمی نشْناختیم
  • همچو جغدانْ دشمنِ بازان شدیم***لاجَرم وا ماندۀ ویران شدیم
  • می‌کُنیم از غایتِ جهل و عَمیٰ***قصدِ آزارِ عزیزانِ خدا
  • جمعِ مرغان کز سلیمانْ روشنند***پرّ و بالِ بی‌گُنَه کی بر‌کَنند؟!
  • بلکه سویِ عاجزان چینه کِشند***بی‌خلاف و کینه آن مرغانْ خوشند3
  • هدهدِ ایشان پیِ تَقدیس را***می‌گشاید راه صد بلقیس را
  • زاغِ ایشان گر به صورتْ زاغ بود***بازِ همّت آمد و ﴿ما زاغ﴾ بود
  • لک‌لکِ ایشان که «لَک لَک» می‌زند***آتشِ توحید در شک می‌زند
  • و‌آن‌ کبوترْشان ز بازانْ نَشْکُهد***بازْ سر پیش کبوترْشان نهد4
  • بلبلِ ایشان که حالت آرَد او***در درونِ خویش گلشن دارد او
  • طوطیِ ایشان ز قندْ آزاد بود***کز درونْ قندِ ابدْشان رو نمود
  • پای طاووسانِ ایشان در نظر***بهتر از طاووسِ پَرّانِ دگر
    1.  سوره ق آیه 36.
    2.  ن ق: سلیمانِ لَسین. (لَسین: فَصیح و بَلیغ).
    3.  *** چینه: دانه؛ حصار.
    4. نشکُهد: نترسد.