اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

189
  • نزد آن که ”لَم یَذُق“، دَعوی‌ست این***نزد سُکّانِ افق، معنی‌ست این1
  • لاف و دَعوی باشد این پیشِ غُراب***دیگِ تیّ و پُر، یکی نزد ذُباب‌2
  • چون‌که ‌در تو می‌شود لقمه گُهَر***تن مَزن؛ چندان که بتْوانی بخَور3
  • شیخْ روزی بهرِ دفعِ سوءِ ظَن***در لگن قِی کرد و پُر‌دُرّ شد لگن
  • گوهرِ معقول را محسوس کرد***پیرِ بینا، بهر کم عقلیّ مَرد
  • چون‌که ‌در معده شود پاکَت پلید***قفلْ نِهْ بر حلق و پنهان کن کلید
  • هر که در وی لقمه شد نورِ جلال***هر‌چه خواهد، گو: ”بخور“، او را حلال»
  • بیانِ دَعوی‌ای که عین آن دَعوی، گواهِ صدقِ خویش است

  • «گر تو هستی آشِنای جان من***نیست دَعوی گفتِ معنی‌لانِ من4
  • گر بگویم: ”نیم شب پیش تو اَم***هین مترس از شب که من خویش تو اَم“
  • این دو دَعوی پیشِ تو معنی بوَد***چون شناسی بانگِ خویشاوندِ خَود
  • پیشی و خویشی دو دَعوی بود، لیک***هر دو معنی بود پیشِ فهمِ نیک
  • قُربِ آوازش گواهی می‌دهد***کاین دمِ نزدیک از یاری جَهَد
  • لذّتِ آوازِ خویشاوند نیز***شد گوا بر صدقِ آن یارِ عزیز
  • باز بی‌الهامِ احمق کاو ز جهل***می‌نداند بانگِ بیگانه زِ اهل
  • پیش او دَعوی بوَد گفتار او***جهلِ او شد مایۀ انکارِ او
  • پیش زیرک کَاندرونش نورهاست***عین این آوازْ معنی بود راست
  • یا به تازی گفتِ یک تازی زبان***که: ”همی ‌دانم زبانِ تازیان“
  • عین تازی گفتنش، معنی بوَد***‌‌گر‌چه تازی گفتنش دَعوی بوَد
  • یا نویسد کاتِبی بر کاغذی:***”کاتب و خط خوانم و من أبجَدی“
  • این نوشته ‌‌گر‌چه خود دَعوی بوَد***هم نوشته شاهدِ معنی بوَد
  • یا بگوید صوفی‌ای: ”دیدی تو دوش***در میانِ خوابْ سَجّاده به دوش
  • من بُدَم آن، و‌آنچه‌ گفتم خواب در***با تو اندر خواب در شرحِ نظر
    1. اشاره به ضرب‌المثلِ «من لَم یَذُق لم یَدرِ؛ آن کس که نچشیده، نمی‌داند!»
    2. تی: تهی.
    3. تن مَزن: خودداری نکن.
    4. معنی‌لان: پرمعنی.