اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

188
  • اوّل و آخِر نشانش کس نداد***گفت: ”لَو کانَ لَهُ الْبَحرُ مِداد“
  • هفت دریا گر شود کلّی مَدید***نیست مر پایان شدن را هیچ امید
  • باغ و بیشه گر شود یکسر قلم***زین سخن هرگز نگردد هیچ کم
  • آن همه حِبر و قلم فانی شود***وین حدیثِ بی‌عدد باقی بوَد
  • حالتِ منْ خواب را مانَد گَهی***خواب پندارد مر آن را گُمرَهی
  • چشمِ منْ خفته، دلم بیدار دان***شکلِ بیکارِ مرا بر کار دان
  • گفت پیغمبر که: ”عَینایَ تَنام***لا یَنامُ الْقَلبُ عَن رَبِّ الْأنام‌“
  • چشمِ تو بیدار و دلْ خفته به خواب***چشمِ من خفته، دلم در فَتحِ باب
  • مر دلم را پنج حسّ دیگر است***حسّ دل را هر دو عالَم مَنظَر است
  • تو ز ضَعفِ خود مکُن در من نگاه***بر تو شب، بر من همان شبْ چاشتگاه
  • بر تو زندان، بر من آن زندانْ چو باغ***عینِ مشغولی مرا گشته فَراغ
  • پای تو در گِل، مرا گِل گشته گُل***مر تو را ماتم، مرا سور و دُهُل
  • در زمینم با تو ساکن در محلّ***می‌دوم بر چرخِ هفتم چون زُحل
  • هم‌نشینت من نی‌ام، سایه‌یْ من است***برتر از اندیشه‌ها پایه‌یْ من است
  • ز‌آنکه من ز اندیشه‌ها بُگذشته‌ام***خارج از اندیشه پویان گشته‌ام
  • حاکمِ اندیشه‌ام، محکوم نی***چون‌که ‌بنّا حاکم آمد بر بِنی
  • جمله خَلقان سخرۀ اندیشه‌اند***ز‌آن سبب خسته دل و غم پیشه‌اند
  • قاصداً خود را به اندیشه دهم***چون بخواهم از میانه بَر‌جَهم
  • من چو مرغِ اوْجمِ، اندیشه مگس***کی بوَد بر منْ مگس را دسترس‌؟!
  • قاصداً زیر آیم از اوجِ بلند***تا شکسته پایِگان بر من تَنند
  • چون مَلالم گیرد از سُفلی صفات***بر پَرَم همچون طُیورِ الصّافّات
  • پَرّ من رُستَه‌ست هم از ذات خویش***بر‌نچسبانم دو پرْ من با سِریش
  • جعفرِ طَیّار را پَرْ جاریَه‌ست***جعفرِ طَرّار را پَرْ عاریَه‌ست