
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
183موش آنجا ایستاد و خشک گشت *** گفت اُشتُر: «ای رفیقِ کوه و دشت این توقّف چیست؟ حیرانی چرا؟ *** پا بِنه، مردانه اندر جو در آ! تو قَلاوزیّ و پیشآهنگِ من *** در میانِ ره مباش و تن مَزن!» گفت: «این آبی شگرف است و عمیق *** من همی ترسم ز غرقاب ای رفیق» گفت اُشتُر: «تا ببینم حدّ آب» *** پا در آن بنْهاد آن اُشتُرْ شتاب گفت: «تا زانو ست آب ای کورموش *** از چه حیران گشتی و رفتی ز هوش؟!» گفت: «مورِ توست و ما را اژدهاست *** که ز زانو تا به زانو فرقهاست گر تو را تا زانو است ای پُرهنر *** مر مرا صد گز گذشت از فرقِ سر» گفت: «گستاخی مکن بار دگر *** تا نسوزد جسم و جانت زین شرر تو مِری با مثلِ خودْ موشان بکُن *** با شتر مر موش را نبوَد سخُن» گفت: «توبه کردم از بهر خدا *** بُگذران زین آبِ مُهلِک مر مرا» رحم آمد مر شتر را، گفت: «هین *** بَرجَه و بر گَردَبانِ من نِشین1 این گذشتن شد مسلّم مر مرا *** بُگذرانم صد هزاران چون تو را» ----------
چون پیمبر نیستی، پس رو به راه *** تا رسی از چاهْ روزی تو به جاه تو رعیّت باش، چون سلطان نهای *** تک مَران، چون مردِ کشتیبان نهای چون نهای کامل، دکانْ تنها مگیر *** دستخوش میباش تا گردی خمیر2 🔹 چونکه آزادیت نامد، بنده باش *** هین مپوش اطلس، برو در ژنده باش ﴿أنْصِتوا﴾ را گوش کن، خاموش باش *** چون زبانِ حق نگشتی، گوش باش ور بگویی، شکلِ استِفسار گو *** با شَهنشاهان تو مِسکینوار گو ابتدای کِبر و کین از شهوت است *** راسِخیِّ شهوتت از عادت است چون ز عادت گشت محکمْ خویِ بد *** خشم آید بر کسی کِت وا کِشد3 چونکه تو گِلخوار گشتی، هر که او *** وا کِشد از گِل تو را، باشد عَدو بتپرستان چونکه خو با بت کُنند *** مانِعانِ راهِ بت را دشمنند چونکه کرد ابلیسْ خو با سَروری *** دید آدم را به تحقیر از خری - گَردَبان: کوهان.
- دستخوش: زیردست؛ مغلوب و زَبون.
- نسخۀ قاهره (الف): خشمت آید.
