اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

180
  • چون نویسی کاغذِ اسپید بَر***آن نوشته خوانده آید در نظر
  • چون نویسی بر سرِ بنوِشته خط***فهم ناید؛ خواندنش گردد غلط
  • کآن سیاهی بر سیاهی اوفتاد***هر دو خط شد کور و معنیّ‌ای نداد
  • ور سوُم باره نویسی بر سَرش***بس سیَه کردی چو جانِ کافرش
  • پس چه چاره جز پناهِ چاره‌گر؟!***ناامیدی مِسّ و اِکسیرش نظر
  • ناامیدی‌ها به پیش او نهید***تا ز دردِ بی‌دوا بیرون جهید
  • ----------

  • چون شعیب این نکته‌ها با او بگفت***ز‌آن دَمِ جان در دلِ او گُلْ شکفت
  • جانِ او بشْنید وحیِ آسمان***گفت: «اگر بگْرفت ما را، کو نشان؟!‌»
  • گفت: «یا رَبّ، دفعِ من می‌گوید او***آن گرفتن را نشان می‌جویَد او»
  • گفت: «سَتّارم، نگویم رازهاش***جز یکی رمز از برای اِبتِلاش
  • یک نشانی آنکه می‌گیرم وِرا***آنکه طاعت دارد از صوْم و دعا
  • از نماز و از زکات و غیرِ آن***لیک یک ذرّه ندارد ذوقِ جان
  • می‌کند طاعات و افعالِ سَنیّ***لیک یک ذرّه ندارد چاشنی
  • طاعتش نَغز است و مَعنی نَغز نی***جوْزها بسیار و در وی مغز نی
  • ذوق باید تا دهد طاعاتْ بَر***مغز باید تا دهد دانه شَجَر
  • دانۀ بی‌مغز کی گردد نهال؟!***صورتِ بی‌جان نباشد جز خیال»
  • 🔹 چون شعیب این نکته‌ها بر وی بخوانْد***از تفکّر همچو خر در گِل بمانْد
  • بقیۀ قصۀ طعنه‌زدنِ آن مردِ بیگانه در شیخ

  • آن خبیث از شیخ می‌لایید ژاژ***کژ‌نِگر باشد همیشه عقل‌کاژ1
  • 🔹 که: «منم بر حالِ زشتِ او گواه***خَمرخوار است و بَد و کارش تباه
  • دیدمش اندر میانِ مجلسی***او ز تقوا عاری اَست و  مُفلِسی
  • ور که باور نیستت، خیز امشَبان***تا ببینی فِسقِ شیخت را عیان»
  • شب ببُردش بر سر یک روزنی***گفت: «بنْگر فِسق و عِشرت‌کردنی
    1. می‌لایید: بیهوده می‌گفت. کاژ: لوچ و اَحوَل.