اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

175
  • کوری و شَلّیّ و بیماریّ و درد***تا از این حاجت بجنبد رحمِ مرد
  • هیچ گوید: «نان دهید ای مردمان***که مرا مال است و انبار است و خوان»؟!
  • چشم ننْهادَه‌ست حق در کورْ موش***ز‌آنکه حاجت نیست چشمش بهر نوش
  • می‌تواند زیست بی‌چشم و بَصَر***فارغ است از چشمْ او در خاکِ تَر
  • جز به دزدی او برون نایَد ز خاک***تا کُند خالق از آن دزدیش پاک
  • بعد از آن پَر یابد و مرغی شود***چون ملائکْ جانبِ گردون رَود
  • هر زمان در گلشنِ شُکرِ خدا***او بر‌آرَد همچو بلبل صد نوا:
  • «کِای رهاننده مرا از وصفِ زشت***ای کُننده دوزخی را تو بهشت
  • در یکی پیهی نَهی تو روشنی***استخوانی را دهی سَمْع ای غَنیّ
  • چه تعلّقْ آن معانی را به جسم؟!***چه تعلّقْ فهمْ اشیا را به اسم‌؟!»
  • لفظْ چون وَکْر است و معنی طایِر است***جسمْ جوی و روحْ آبِ سایِر است
  • 🔹 در روانی رویِ آبِ جویِ فکر***نیست بی‌خاشاکِ خوب و زشتْ ذِکر
  • او روان است و تو گویی: «واقِف است»***او دوان است و تو گویی: «عاکِف است»
  • گر نبودی سیْرِ آب از خاک‌ها***چیست بر وی نو به نو خاشاک‌ها1
  • هست خاشاکِ تو صورت‌های فکر***نو به نو در‌‌می‌رسد اَشکالِ بِکر
  • رویِ آبِ جویِ فکر اندر روش***نیست بی‌خاشاکِ محبوب و وَحِش
  • قِشرها بر روی این آبِ روان***از ثِمارِ باغِ غیبی شد دوان
  • قِشرها را مغز اندر باغْ جو***ز‌آنکه آب از باغ می‌آید به جو
  • گر نبینی رفتنِ آبِ حیات***بنْگر اندر سیْرِ این جوی و نبات
  • آب چون اَنبُه‌تر آید در گذر***زو کُنَد قِشرِ صوَرْ زوتر گذر
  • چون به غایت تیز شد این جو روان***غم نپاید در ضمیرِ عارفان
  • چون به غایت مُمتَلی بود و شتاب***پس نگنجد اندر او إلّا که آب
    1.  نسخۀ قونیه: سیرِ آب از چاک‌ها.