
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
173بهر این بو گفتْ احمد در عِظات *** دائماً: «قُرَّةُ عَینی فی الصَّلاة» پنج حسّ با یکدگر پیوستهاند *** زآنکه این هر پنج، زَ اصلی رُستهاند قوّتِ یک، قوّتِ باقی شود *** ما بَقی را هر یکی ساقی شود دیدنِ دیده فَزاید عشق را *** عشق اندر دل فَزاید صدق را1 صدقْ بیداریِّ هر حِسّ میشود *** حِسّها را ذوقْ مونِس میشود آغاز مُنوَّرشدنِ حواسّ عارف به نورِ غیب
چون یکی حسّ در روش بُگشاد بند *** ما بَقی حِسّها همه مُبدَل شوند چون یکی حس، غیرِ مَحسوساتِ دید *** گشت غیبی بر همه حسّها پدید چون ز جو جَست از گَلِه یک گوسفند *** پس پیاپی جمله زآنسو برجَهند گوسفندانِ حَواست را بِران! *** در چَرا از ﴿أخرَجَ الْمَرْعیٰ﴾ چَران!2 تا در آنجا سُنبل و ریحان چرند *** تا به گلزارِ حقایق ره بَرند هر حِسَت پیغمبرِ حسّها شود *** جملۀ حسها در آن جَنَّت کِشد حسّها با حسِّ تو گویند راز *** بیزبان و بیحقیقت، بیمَجاز کاین حقیقتْ قابلِ تأویلهاست *** وین توهّم مایۀ تَخییلهاست آن حقیقت کآن بوَد عین و عَیان *** هیچ تأویلی نگنجد در میان چونکه هر حسْ بندۀ حسِّ تو شد *** مر فَلَکها را نباشد از تو بُد چونکه دَعوی میرود در مُلکِ پوست *** مغز آنِ که بوَد؟ قِشْرْ آنِ اوست چون تَنازُع افتد اندر تَنگِ کاه *** دانه آنِ کیست؟ آن را کن نگاه! پس فَلکْ قِشر است و نورِ روحْ مغز *** این پدید است، آن خَفی، زین دو مَلَغْز جسمْ ظاهر، روحْ مخفی آمدَهست *** جسم همچون آستین، جان همچو دست باز عقل از روحْ مخفیتر بوَد *** حسْ بهسوی روحْ زوتر رَه بَرد - نسخۀ قونیه: عشق در دیده فَزاید صِدق را.
- سوره الأعلیٰ آیه 4؛ ﴿و آن (خدایی) که گیاه را از زمین رویانید.﴾
