اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

172
  • دل نگه دارید -ای بی‌حاصلان-***در حضورِ حضرتِ صاحب‌دِلان
  • پیشِ اهلِ تن، ادب بر ظاهر است***که خدا ز‌یشان نهان و ساتِر است‌1
  • پیشِ اهلِ دل، ادب بر باطن است***ز‌آنکه دِلْشان بر سَرائِرْ فاطِن است
  • تو به‌عکسی؛ پیشِ کوران بهرِ جاه***با حضور آیی، نشینی پایگاه
  • پیشِ بینایان کُنی تَرکِ ادب***نارِ شهوت را از آن گشتی حَطَب
  • چون نداری فِطنَت و نورِ هُدیٰ***بهرِ کوران روی را می‌زن جَلا
  • پیشِ بینایانْ حَدَث بر رویْ مال***ناز می‌کُن با چنین گندیده حال!2
  • ----------

  • شیخْ سوزن زود در دریا فِکَند***خواست سوزن را به آواز بلند
  • صد هزاران ماهیِ اَللٰهی‌ای***سوزنِ زر بر لبِ هر ماهی‌ای
  • سر بر‌آوردند از دریای حق***که: «بگیر -ای شیخ- سوزن‌های حق‌»
  • 🔹 سوزنِ زرّین در آن دندانِ او***که: «بگیر -ای شیخ- سوزن‌های هو»
  • 🔹 گفت: «الٰهی سوزنِ خود خواستم***وا دِه از فَضلَت نشانِ راستم»
  • 🔹 ماهی‌ای دیگر در‌آمد در زمان***سوزنِ او را گرفته در دهان
  • رو بِدو کرد و بگفتش: «کِای امیر***مُلکِ دل بِه یا چنان مُلکِ حَقیر؟!
  • این نشانِ ظاهر است، این هیچ نیست***باطنی جوی و به ظاهر بر مَایست»
  • ----------

  • سوی شهر از باغْ شاخی آورند***باغ و بُستان را کجا آنجا بَرند؟!
  • خاصه باغی کاین فَلَک یک برگِ اوست***بلکه آن مغز است و این عالَم چو پوست
  • بر‌نمی‌داری سویِ آن باغْ گام***بویْ افزون جوی و کُن رفعِ زُکام
  • تا که آن بو جاذِبِ جانت شود***تا که آن بو نورِ چشمانت شود
  • 🔹 تا که آن بو سویِ بُستانت کِشد***وا نماید مر تو را راهِ رَشَد
  • 🔹 چشمِ نابینات را بینا کند***سینه‌ات را سینۀ سینا کند
  • گفت یوسفِ بنِ یعقوبِ نَبی***بهرِ بو: «ألقوا عَلیٰ وَجهِ أبی!»
    1.  نسخۀ قونیه: نهان را ساتِر است.
    2.  مثنوی شریف: ناز کم کن.