اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

169
  • بس کسان را آن سِلَح ‌بستن بکُشت***بی ‌رُجولیّت چنان تیغی به مُشت
  • گر بپوشی تو سلاحِ رُستَمان***رفت جانت، چون نباشی مردِ آن
  • جانْ سپر کن، تیغ بُگذار ای پسر***هر که بی‌سر بود، از این شَه بُرد سَر
  • آن سلاحت حیله و مکرِ تو است***هم ز تو زایید و هم جانِ تو خَست
  • چون نکردی هیچ سودی زین حِیَل***ترکِ حیله کن که پیش آید دُوَل
  • چون ‌یکی لحظه نخوردی بَر ز فن***ترکِ فن کن، می‌طلب ربُّ المِنَن
  • چون مبارک نیست بر تو این علوم***خویشتن گولی کُن و بُگذر ز شوم
  • چون ملائک گو که: «لا عِلمَ لَنا***یا الٰهی، غَیرَ ما عَلَّمتَنا»
  • حیله و مکر اندر این رَه سود نیست***هرکه شد مَغرورِ عقل او کودَنی‌ست1
  • 🔹 یک حکایت بشنو ای صاحب‌قبول***در میانِ عقل و جهلِ بوالفُضول
  • قصۀ اعرابی و ریگ در جُوال کردن، و ملامت‌کردنِ آن دانشمندْ او را

  • یک عَرابی بار کرده اُشتُری***یک جُوالِ زَفت، از دانه پُری2
  • 🔹 و‌آن‌ جُوالِ دیگرش از ریگْ پُر***هر دو را او بار کرده بر شتر
  • او نشسته بر سرِ هر دو جُوال***یک حدیث‌انداز کرد او را سؤال
  • از وطن پرسید و آوردش به گفت***و اندر آن پرسش بسی دُرّها بِسُفت
  • بعد از آن گفتش که: «این هر دو جُوال***چیست آکنده؟ بگو مِصداقِ حال!»
  • گفت: «اندر یک جُوالم گندم است***در دگر، ریگی، نه قوتِ مردم است‌»
  • گفت: «تو چون بار کردی این رِمال؟»***گفت: «تا تنها نمانَد این جُوال»
  • گفت: «نیمِ گندم آن تنگ را***در دگر ریز از پیِ فرهنگ را3
  • تا سبُک گردد جُوال و هم شتر»***گفت: «شاباش ای حکیمِ اهل و حُرّ
  • این‌چنین فکر دقیق و رأی خوب***تو چنین عریانْ پیاده در لُغوب؟!»4
  • رحمش آمد بر حکیم و عزم کرد***کِش بر اُشتُر بر‌نشانَد نیک‌مرد
    1. الحاقی از مثنوی شریف.
    2. جَوال: خُرجین.
    3. تنگ: لِنگه.
    4. لُغوب: رنج و سختی.