اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

167
  • یونُسَت در بَطنِ ماهی پخته شد***مَخلَصش را نیست از تسبیحْ بُدّ1
  • گر نبودی او مُسَبِّحْ بَطنِ نون***حَبس و زندانش بُدی تا ﴿یُبْعَثون﴾‌2
  • او به تسبیح از تَنِ ماهی بجَست***چیست تسبیح؟ آیتِ روزِ ألَسْت
  • گر فراموشت شد آن تسبیحِ جان***بشنو این تسبیح‌های ماهیان
  • هر که دید آن بَحر را، آن ماهی است***هر که دید اَللٰه را، اَللٰهیّ است
  • این جهان دریا و، تَنْ ماهیّ، و روح***یونُسِ مَحجوب از نورِ صَبوح
  • گر مُسَبِّح باشد، از ماهی رهید***ور نه، در وی هضم گشت و ناپدید
  • ماهیانِ جان در این دریا پُرَند***تو نمی‌بینی که کوریّ و نَژند!
  • بر تو خود را می‌زنند آن ماهیان***چشم بُگشا تا ببینی‌شان عَیان
  • 🔹 ماهیانی جمله روحِ بی‌‌جسد***نی در ایشان کِبر و کین و نی حسد
  • ماهیان را گر نمی‌بینی به دید***گوشِ تو تَسبیحشان آخِر شنید
  • صبر‌کردنْ جانِ تَسبیحاتِ تو ست***صبر کن کآن است تسبیحِ درست
  • هیچ تسبیحی ندارد آن دَرَج***صبر کن، «کَالصَّبرُ مِفتاحُ الفَرَج»
  • صبرْ چون پولِ صراط، آن‌سو بهشت***هست با هر خوبْ یک لالای زشت‌3
  • تا ز لالا می‌گریزی، وصل نیست***ز‌آنکه لالا را زِ شاهدْ فصل نیست
  • تو چه دانی ذوقِ صبر ای شیشه دل؟!***خاصه صبر از بهرِ آن شوخِ چِگِل
  • مرد را ذوق از غَزا و کَرّ و فَرّ***مر مُخَنَّث را بوَد ذوق ‌از ذَکَر4
  • جز ذَکَر نی دین او، نی ذِکرِ او***سوی أسفَل بُرد او را فکرِ او
  • گر بر‌آید تا فلک، از وی مَترس***کاو به شُغلِ سُفْل آموزید درس‌5
  • او ‌به‌سوی سُفْل می‌رانَد فرس***‌‌گر‌چه سویِ عِلْو جنبانَد جَرَس
  • از عَلَم‌های گدایانْ ترس چیست؟!***کآن عَلَم‌ها لقمۀ نان را رهی‌ست
  • 🔹 این سخن‌ها را نِکو دریاب تو***ور نمیدانی، شنو از بابْ تو
    1. بُدّ: چاره.
    2. مُسَبِّح: تسبیح‌کننده. تا ﴿یُبعَثون﴾: تا روز رستاخیز.
    3. پول: پل. لالا: غلام.
    4. مُخَنَّث: آن مرد که زنانگی بر او غالب باشد. ذَکَر: آلتِ مردانگی.
    5.  نسخۀ قونیه: به عشقِ سُفل.
      سُفل: پست.