
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
166قصهیْ کودکی که در پیش تابوت پدر مینالید و سخنِ جوحی1
کودکی در پیش تابوت پدر *** زار مینالید و برمیکوفت سر: «کای پدر، آخر کجایت میبَرند *** تا تو را در زیر خاکی بِسپُرند؟ میبَرندت خانۀ تنگ و زَحیر *** نی در او قالیّ و نه در وی حَصیر نی چراغی در شب و نی روزْ نان *** نی در آن بویِ طعام و نی نشان نی درش مَعمور و نی سقف و نه بام *** نی در آن بهر ضیائی هیچ جام نی در آن از بهر مهمان آبِ چاه *** نی یکی هسایه کاو باشد پناه2 جسمِ تو که بوسهگاهِ خَلق بود *** چون شود در خانۀ کور و کبود؟! خانۀ بیزینْهار و جای تنگ *** کاندر آن نی روی میمانَد نه رنگ» زین نَسَق اوصافِ خانه میشمُرْد *** وز دو دیده اشکِ خونین میفشُرْد گفت جوحی با پدر: «کای ارجمند *** وَ اللَه این را خانۀ ما میبَرند!» گفت جوحی را پدر: «اَبله مشو» *** گفت: «ای بابا نشانیها شِنو این نشانیها که گفت او یک به یَک *** خانۀ ما را ست بیتردید و شک نی حصیر و نی چراغ و نی طعام *** نی درش معمور و نه صحن و نه بام» ----------
زین نَمَط دارند بر خود صد نشان *** لیک کی بینند آن را طاغیان؟! خانۀ آن دل که مانَد بیضیا *** از شعاعِ آفتابِ کِبریا تنگ و تاریک است چون جانِ جُهود *** بینوا از ذوقِ سلطانِ وَدود نی در آن دلْ تابِ نورِ آفتاب *** نی گشاده عرصه و نی فَتْحِ باب گورْ خوشتر از چنین دل مر تو را *** آخر از گورِ دلِ خودْ برتر آ! زندهایّ و زنده زاد، ای شوخِ شَنگ *** دل نمیگیرد تو را زین گورِ تنگ؟! یوسُفِ وقتیّ و خورشیدِ سَما *** زین چَه و زندان بر آ و رو نما! - جوحی: یک شخصیت طنز.
- این بیت با بیت بالا در قونیه بدینگونه آمده است:
نی درش معمور، نی بر بام راه *** نی یکی همسایه کاو باشد پناه.
