اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

163
  • گر پذیرد خیرِ تو، گویی: «گداست»***ور نه، گویی: «زَرق و مکر است و دَغاست»
  • گر در‌آمیزد، تو گویی: «طامِع است»***ور نه، گویی: «در تکبّر، مولَع است»
  • 🔹 گر تحمّل کرد، گویی: «عاجز است»***ور غَیور آمد، تو گویی: «گُربُز است»
  • یا منافق‌وار عُذر آری که: «من***مانده‌ام در نفْقۀ فرزند و زن
  • نی مرا پروای سر خاریدن است***نه مرا پروای دینْ ورزیدن است
  • ای فلان ما را به همّتْ یار دار***تا شویم از اولیا پایانِ کار»
  • این سخن هم***نی ز درد و سوز گفتخوابناکی هرزه گفت و باز خُفت
  • «هیچ چاره نیست از قوتِ عیال***از بُنِ دندان کُنم کسبِ حلال»
  • چه حلال؟! ای گشته از اهلِ ضَلال***غیرِ خونِ تو نمی‌بینم حلال!
  • از خدایت چاره هست، از قوت نی!***چاره هست از دین و از طاغوت نی!
  • ای که صبرت نیست از دنیای دون***صبرْ چون داری ز نِعْمَ الْماهِدون؟!1
  • ای که صبرت نیست از پاک و پلید***صبر چون داری از آن کِت آفرید؟!
  • ای که صبرت نیست از ناز و نَعیم***صبر چون داری زِ اَللٰهِ کریم‌؟!
  • 🔹 ای که صبرت نیست از فرزند و زن***صبر چون داری ز حَیِّ ذو الْمِنَن؟!
  • 🔹 ای که صبرت نیست از آبِ سیاه***صبر چون داری تو از خشمِ إلٰه؟!
  • 🔹 ای که می‌گویی: «خدا بخشد تو را»***آن فریبِ غول می‌دان، برتر آ
  • کو خلیلی کاو برون آمد ز غار؟!***گفت: «هذا رَبِّ، هان، کو کردگار؟!
  • من نخواهم در دو عالَم بنْگریست***تا ندانم کاین دو مجلس آنِ کیست
  • بی‌تماشای صفت‌های خدا***گر خورم نان، در گلو گیرد مرا»
  • چون گوارَد لقمه بی‌دیدارِ او؟!***بی‌تماشای گل و گلزارِ او؟!
  • جز به امّیدِ خدا زین آبخَور***کی خورَد یک لحظه غیر از گاو و خر؟!
  • آن‌که ﴿کَالْأنْعام﴾ بُد ﴿بَلْ هُم أضَلّ﴾***‌‌گر‌چه پُر‌مکر است آن گَنده بَغَل
  • مکرِ او سَر زیر و او سرَ زیر شد***روزگاری بُرد و روزش دیر شد
  • فکر‌گاهش کُنْد شد، عقلش خَرِف***عمر شد، چیزی ندارد، چون الف
  • آنچه می‌گوید: «در این اندیشه‌ام»***آن هم از دستانِ این نفْس است هم
  • و‌آنچه‌ می‌گوید: «غفور است و رحیم»***نیست آن جز حیلۀ نفْسِ لَئیم
  • ای ز غم مرده که: «دستِ ما تُهی‌ست»***چون غفور است و رحیم، این ترس چیست‌؟!
    1.  سوره الذاریات آیه 48؛ ﴿و زمين را گسترديم، پس خوب گستراننده‌ای هستیم!﴾