اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

162
  • قصد‌کردنِ غُزان در خونِ مردی تا دیگری بترسد1

  • آن غُزانِ تُرکِ خون‌ریز آمدند***بهر یَغما در یکی دِه در‌شدند
  • دو کس از اَعیانِ دِه دریافتند***در هلاکِ آن یکی بشْتافتند
  • دست بَستندش که قربانش کنند***گفت: «ای شاهان و ارکانِ بلند
  • قصدِ خون من به چه رو می‌کنید؟!***از چه آخر تشنۀ خون مَنید؟!
  • چیست حکمت، چه غرض در کُشتنم؟!***چون چنین درویشم و عریان تَنم‌»
  • گفت: «تا هیبت بر این یارت زند***تا بترسد او و زر پیدا کند»
  • گفت: «آخر او ز من مسکین‌تر است»***گفت: «قاصد کرده است، او را زر است‌»
  • گفت: «چون وهم است، ما هر‌دو یکیم***در مقامِ احتمال و در شَکیم
  • خودْ وِرا بُکْشید اوّل ای شَهان***تا بترسم، من دهم زر را نشان‌!»
  • ----------

  • پس کَرم‌های الٰهی بینْ که ما***آمدیم آخِر‌زمان در انتها
  • آخِرینِ قرن‌ها پیش از قُرون***در حدیث است: «آخِرونَ السّابِقون»‌2
  • تا هلاکِ قومِ نوح و قومِ هود***عارضِ رحمت به جانِ ما نمود
  • کُشت ایشان را که تا ترسیم ازو***ور خودْ این بر‌عکس کردی، وایِ تو
  • بیانِ حالِ خود‌پرستان و ناشُکران از نعمتِ وجود انبیا و اولیا

  • هر که ز‌یشان گفت از عیب و گناه***وز دلِ چون سنگ و از جانِ سیاه
  • وز سبُک‌داریِّ فرمان‌های او***وز فراغت از غمِ فردای او
  • وز هوس، وز عشقِ این دنیای دون***چون زنان هر نقش را بودن زَبون‌3
  • و‌آن‌ نُفور از گفته‌های ناصِحان***و‌آن‌ رمیدن از لِقای صالحان
  • با دل و با اهلِ دل بیگانگی***با شَهانْ تزویر و روبَه‌شانگی
  • سیر‌چشمان را گدا پنداشتن***وز حسدْشان خُفْیه دشمن داشتن
    1. غُزان: ج غُز، گروهی از تُرکانِ غارت‌گر.
    2. پیش از قُرون: در حقیقت آخِرین قرن‌ها مقدّمند.
    3.  نسخۀ قونیه: مَر نفْس را بودن زَبون.