اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

160
  • سَیِّئاتم شد همه طاعات، شُکر***هَزْل شد فانیّ و جِدّ اِثبات، شُکر
  • سَیِّئاتم چون وَسیلت شد به حق***پس مزن بر سَیِّئاتم هیچ دَقّ
  • مر تو را صدقِ تو طالب کرده بود***مر مرا جِدّ و طلب صِدقی گشود
  • صدقِ تو آورْد در جُستنْ تو را***جُستنم آورْد در صدقی مرا
  • تخمِ دولت در زمین می‌کاشتم***سُخره و بیگار می‌پنداشتم
  • آن نَبُد بیگار، کسبی بُد درست***هر یکی دانه که کِشتم، صد برُست»
  • ----------

  • دزد سویِ خانه‌ای شد زیردست***چون در‌آمد، دید کآن خانه‌یْ خود است1
  • گرم باش ای سرد، تا گرمی رسد***با درشتی ساز، تا نرمی رسد
  • آن دو اُشتُر نیست، آن یک اُشتُر است***تنگ آمد لفظ، معنی بس پُر است2
  • لفظ در معنی همیشه نارَسان***ز‌آن پیمبر گفت: «قَدْ کَلَّ اللِّسان»
  • نُطقْ اُصطُرلاب باشد در حساب***چه قدَر داند ز چرخ و آفتاب؟!
  • خاصه چرخی کاین فلک ز‌آن پَرّه‌ای‌ست***آفتاب از آفتابش ذرّه‌ای‌ست
  • بیان آنکه در هر نفْسی فتنۀ مسجدِ ضِرار است

  • چون پدید آمد که آن، مسجد نبود***خانۀ حیلَت بُد و دامِ یهود
  • پس نَبی فرمود: «کآن را بر‌کَنید***مَطرحه‌یْ خاشاک و خاکستر کُنید»
  • صاحبِ مسجد چو مسجدْ قلب بود***دانه‌ها بر دام ریزی، نیست جود
  • گوشْت کاندر شَستِ تو ماهی‌رُباست***آن چنین لقمه نه بخشش نه سَخاست
  • مسجدِ اهلِ قُبا کآن بُد جَماد***آنچه کُفْوِ آن نبُد، راهش نداد
  • در جَمادات این‌چنین حیْفی نرفت***زد در آن نا‌کُفْو، امیرِ داد نَفت
  • پس حقایق را که اصلِ اصل‌هاست***دان که آنجا فرق‌ها و فصل‌هاست
  • نی حیاتش چون حیاتِ او بوَد***نی مَماتش چون مَماتِ او بوَد
  • گورِ او هرگز چو گورِ او مَدان***خود چه گویم حالْ فرقِ آن جهان؟!
  • بر مِحَک زن کارِ خود ای مردِ کار***تا نسازی مسجدِ اهلِ ضِرار
  • بس بر آن مسجدکُنان تَسخَر زدی***چون نظر کردی، تو خود ز‌یشان بُدی!
    1. زیردست: پنهانی.
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: لفظ و معنی.