اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

159
  • آن، شفای جانِ رنجورت شود***مَظهَرِ حسِّ چو گَنجورت شود1
  • رنگِ روی و قوّتِ بازو شود***2خَلق و خُلقِ یک تو‌اَت صد تو شود
  • چشمِ تو روشن شود، پایت دوان***جسمِ تو جان گردد و جانت روان
  • پس بگویی: «راست گفتی ای امین***آن نشانی‌ها بَلاغ آمد مُبین
  • فیهِ آیاتٌ ثِقاتٌ بَیِّنات***این بَراتی باشد و قَدر و نجات‌»3
  • این نشانْ چون داد، گویی: «پیش رو***وقتِ آهنگ است، پیش‌آهنگ شو
  • پیرویِّ تو کُنم ای راستگو***بوی بُردی زُ اشتُرم، بنْما که کو؟»
  • پیشِ آن کس کاو نَه صاحب‌اُشتُری‌ست***و اندر این جُستِ شتر بهرِ مِری‌ست
  • زین نشانِ راست نفْزودش یقین***جز ز عکسِ ناقه‌جویِ راستین
  • بویْ بُرد از جِدّ و گرمی‌های او***که: «گزافه نیست این هیهای او
  • اندر این اُشتُر نبودش حق ولی***اشتری گم کرده است او هم؛ بَلی»
  • طمْعِ ناقه‌یْ غیرْ روپوشش شده***آنچه زو گم شد، فراموشش شده
  • هر کجا او می‌دود، این می‌دود***از طمع هم‌دردِ صاحب می‌شود
  • کاذِبی با صادقی چون شد روان***آن دروغش راستی شد ناگهان
  • اندر آن صحرا که آن اُشتُر شتافت***اُشتُرِ خود نیز آنْ دیگر بیافت
  • چون بدیدش یاد آورْد آنِ خویش***بی‌طمع شد زُ اشتُرِ آن یارِ خویش
  • آن مُقلِّد شد محقِّق، چون بِدید***اُشتُرِ خود را که آنجا می‌چرید
  • او طلبکارِ شتر آن لحظه گشت***می‌نجُستش تا ندید او را به دشت4
  • بعد از آن، تنهارَوی آغاز کرد***چشم سویِ ناقۀ خود باز کرد
  • گفت آن صادق: «مرا بُگذاشتی***تا به اکنون پاسِ من می‌داشتی»
  • گفت: «تا اکنون فُسوسیّ بوده‌ام***وز طمع در چاپلوسی بوده‌ام5
  • این زمان هم‌دردِ تو گشتم که من***در طلب از تو جدا گشتم به تن
  • از تو می‌دزدیدمی وصفِ شتر***جانِ من دید آنِ خود، شد چشم‌پُر
  • تا نیابیدم، نبودم طالِبش***مِس کُنون مغلوب شد، زر غالِبش
    1. گَنجور: خزانه‌دار، صاحب‌گنج.
    2. این بیت با بیت بالا در نسخۀ قونیه این‌گونه آمده: 
      آن، شفای جانِ رنجورت شود*** رنگِ روی و صحّت و زورت شود. 
    3.  نسخۀ قونیه: قَدرِ نجات.
    4. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: آن طلبکار.
    5. فُسوسیّ: مسخره‌کننده و دلقک.