
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
156متردّد شدن در میانِ مذاهب مختلفه، و بیرون شدن و مَخلَص یافتن
فلسفی از نوعِ دیگر کرده شرح *** باحِثی مر گفتِ او را کرده جَرح وآن دگر در هر دو طعنه میزند *** وآن دگر از زَرقْ جانی میکَند هر یکی زین ره نشانها زآن دهند *** تا گمان آید که ایشان زآن دِهاند این حقیقت دان، نه حقّند این همه *** نی به باطل گمرَهانند این رَمه زآنکه بیحقْ باطلی ناید پدید *** قلب را اَبله به بوی زر خرید گر نبودی در جهانْ نقدی روان *** قلبها را خرجکردن کی توان؟! تا نباشد راست کی باشد دروغ؟! *** آن دروغ از راست میگیرد فروغ بر امیدِ راست کژ را میخرند *** زهر در قندی رود، آنگَه خورند گر نباشد گندمِ محبوب نوش *** چه بَرَد گندمنمای جو فروش؟! پس مگو: «این جمله دینها باطلند» *** باطلان بر بوی حق دامِ دِلَند1 پس مگو: «جمله خیال است و ضَلال» *** بیحقیقت نیست در عالَمْ خیال حق شبِ قدر است در شبها نهان *** تا کُند جانْ هر شبی را امتحان نی همه شبها بوَد قَدر ای جوان *** نی همه شبها بوَد خالی از آن در میانِ دَلقپوشان یک فقیر *** امتحان کن وآنکه حقّ است، آن بگیر مؤمنِ کَیِّسْ مُمَیِّز کاو که تا *** باز داند پادشا را از گدا2 گر نه مَعیوبات باشد در جهان *** تاجِران باشند جمله اَبلهان پس بوَد کالا شناسی سختْ سَهل *** چونکه عیبی نیست، چه نااهل و اهل؟! ور همه عیب است، دانشْ سود نیست *** چون همه چوب است، اینجا عود نیست آنکه گوید: «جمله حقّ است»، احمقیست *** وآنکه گوید: «جمله باطل»، او شَقیست تاجرانِ انبیا، کردند سود *** تاجرانِ رنگ و بو، کور و کبود مینماید مارت اندر چشمْ مال *** هر دو چشمِ خویش را نیکو بِمال! - نسخۀ قونیه: جمله دَمها.
- نهجالبلاغه خطبه متقین؛ «یا هَمّام، المؤمنُ هو الکَیِّسُ الفَطِن؛ مؤمن همان مرد زیرک و باهوش و داناست!»
مؤمنِ کَیِّسْ مُمَیِّز: مؤمن رند و زیرک و باقوّۀ تمییز (حق و باطل) است که... .
