
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
151نزد پیغمبر به لابه آمدند *** همچو اُشتُر پیش او زانو زدند: «کِای رسولِ حق، برای مُحسِنیّ *** سوی آن مسجد قَدم رنجه کُنی تا مبارک گردد از اَقدامِ تو *** تا قیامت تازه بادا نامِ تو مسجدِ روز گِل است و روزِ ابر *** مسجدِ روزِ ضرورت، وقتِ صبر1 تا غریبی یابد آنجا خیر و جا *** تا فراوان گردد این خدمتسرا تا شعارِ دین شود بسیار و پُر *** زآنکه با یاران شود خوشْ کارِ مُرّ ساعتی آن جایگَه تشریف دِه *** تزکیهیْ ما کن، ز ما تعریف دِه مسجد و اصحابِ مسجد را نواز *** تو مَهی، ما شب، دمی با ما بساز تا شود شب از جمالت همچو روز *** ای جمالت آفتابِ جانفُروز» ----------
ای دریغا کآن سخن از دل بُدی *** تا مُرادِ آن نفرْ حاصل شدی2 لفظ کآید بیدل و جان بر زبان *** همچو سبزهیْ تون بوَد ای دوستان! هم ز دورش بنْگر و اَندرگذر! *** خوردن و بو را نشاید ای پسر! سوی لطفِ بیوفایان هین مرو! *** کآن پُلِ ویران بوَد، نیکو شنو! گر قدم را جاهلی بر وی زند *** بشْکند پل وآن قدم را بشْکند هر کجا لشکرْ شکسته میشود *** از دو سه سُستِ مُخَنَّث میبوَد3 در صف آید با سلاح و مَردوار *** دل بر او بِنْهند: «کِاینک یارِ غار» رو بگردانَد چو بیند زخم را *** رفتنِ او بشْکنَد پشت تو را این دراز است و فراوان میشود *** وآن چه مقصود است پنهان میشود [فریفتنِ منافقانْ پیغمبر را علیه السّلام تا به مسجدِ ضِرارش بَرند]
بر رسولِ حق فُسونها خواندند *** رَخشِ دَستان سویِ حضرت راندند4 آن رسولِ مهربانِ رَحمکیش *** جز تَبَسُّم، جُز بَلی ناوَرْد پیش شُکرهای آن جماعت یاد کرد *** در اجابتْ قاصِدان را شاد کرد - نسخۀ قونیه: وقتِ فقر.
- ای دریغا: ای کاش.
- مُخَنَّث: مردی که صفات زنانه بر او غالب باشد.
- رَخشِ دستان: اسبِ زال، پدرِ رُستم. (اسب حیله را به تاختوتاز آوردند و بهسمتِ حضرت راندند.
