اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

149
  • تو مرا بیدار کردی، خواب بود***تو نمودی کشتی، آن گرداب بود
  • تو در این خیْرم از آن می‌خوانْدی***تا مرا از خیرِ بهتر راندی»
  • گریختنِ دزد از دست صاحب‌خانه به آوازِ شخص دیگر

  • این بدان مانَد که شخصی دزدْ دید***در وُثاق، اندر پیِ او می‌دوید
  • تا دو سه میدان دوید اندر پی‌اش***تا در‌افکنْد از تَعَب اندر خُوی‌اش1
  • اندر آن حمله که نزدیک آمدش***تا بدو اندر‌جَهَد، دریابدش
  • دزدِ دیگر بانگ کردش که: «بیا***تا ببینی این علاماتِ بَلا
  • زود باش و باز گرد ای مردِ کار***تا ببینی حالِ اینجا زار زار»
  • 🔹 چون شنید این مرد، گشت اندیشه‌ناک***گفت با خود: «کشته گیر این جامه چاک»2
  • گفت: «باشد کآن طرف دزدی بوَد***گر نگردم زود، او بر من دوَد
  • بر زن و فرزندِ من دستی زند***بستنِ این دزدْ سودم کی کُنَد؟!
  • این مسلمان از کَرم می‌خوانَدم***گر نگردم زود، پیش آید نَدَم»
  • بر امیدِ شفْقَتِ آن نیک‌خواه***دزد را بُگذاشت، باز آمد به راه
  • گفت: «ای یارِ نِکو، احوال چیست؟***این فَغان و بانگ تو از دستِ کیست؟»
  • گفت: «اینک بینْ نشانِ پای دزد***کاین طرف رفتَه‌ست دزدِ زن به مُزد3
  • نَک نشانِ پای دزدِ قَلتَبان***در پی او رو بدین نقش و نشان‌»4
  • گفت: «ای اَبله، چه می‌گویی مرا؟!***من گرفته بودم آخر مر وِرا!
  • دزد را از بانگِ تو بُگذاشتم***من تو خر را آدمی پنداشتم!
  • این چه ژاژ است و چه هرزه ای فلان؟!***من حقیقت یافتم، چه بْود نشان؟!»
  • گفت: «من از حق نشانت می‌دهم***این نشان است، از حقیقت آگهم»
  • گفت: «طَرّاری تو یا خود اَبلهی؟***بلکه تو دزدیّ و زین حال آگهی
  • خَصمِ خود را می‌کشیدم مو‌کِشان***تو رهانیدی وِرا: ”کِاینَک نشان“؟!»
  • ----------

    1. خُوی: عَرَق.
    2. اصلاح‌شده براساس مثنوی شریف. میرخانی: گشته گیر.
    3. زن‌به‌مُزد: بی‌غیرت.
    4. قَلتَبان: بی‌غیرت.