اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

142
  • 🔹 صالحان را پیشوا و مَأمَنَم***طالِحان را نیز یاری می‌کنم1
  • این علف‌ها می‌نهم، از بهر چیست؟***تا پدید آید که حیوانْ جنسِ کیست
  • سگ از آهو چون بزاید کودکی***در سگیّ و آهویی دارد شَکی
  • تو گیاه و استخوان پیشش بریز***تا کدامین سو کُند او گامْ تیز
  • گر ‌به‌سوی استخوان آید، سگ است***ور گیا جویَد، یقین آهو رَگ است
  • قهر و لطفی جفت شد با یکدگر***زاد از این هر دو، جهانِ خیر و شَر
  • تو گیاه و استخوان را عرضه کن***قوتِ نفْس و قوتِ جان را عرضه کن
  • گر غذای نفْس جویَد، أبتَر است***ور غذای روح خواهد، سَرور است
  • گر کند او خدمتِ تن، هست خر***ور روَد در بَحرِ جان، یابد گُهر
  • ‌گر‌چه این دو مختلف خیر و شَرَند***لیک این هر دو به یک کار اَندرَ‌ند
  • انبیا طاعاتْ عرضه می‌کُنند***دشمناْن شَهْوات عرضه می‌کُنند
  • نیک را چون بَد کُنم؟! یزدان نی‌ام***داعیَم من، خالقِ ایشان نی‌ام
  • خوب را من زشت سازم؟! رَبّ نی‌ام***زشت را و خوب را آیینه‌ام
  • سوخت هندو آینه از درد را:***”کاین سیه‌رو می‌نماید مرد را“
  • گفت آیینه: ”گناه از من نبود***جُرمْ آن را نِه که آیینه زُدود
  • او مرا غَمّاز کرد و راستگو***تا بگویم زشت کو و خوب کو“
  • من گواهم، بر گُوا زندان کجاست؟!***زَ اهلِ زندان نیستم، یزدان گُواست
  • هر کجا بینم درختی میوه‌دار***تربیت‌ها می‌کنم من دایه‌وار
  • هر کجا بینم درختِ تلخ و خُشک***می‌بُرم من، می‌شناسم پُشک و مُشک2
  • خشک گوید باغبان را: ”کِایْ فَتیٰ***مر مرا چه می‌بُری سرْ بی‌خطا؟!“
  • باغبان گوید: ”خَمُش، ای زشت‌خو!***بس نباشد خُشکیِ تو جُرمِ تو؟!“
  • خشک گوید: ”راستم من، کژ نی‌ام***تو چرا بی‌جُرم می‌بُرّی پی‌ام؟!“
  • باغبان گوید: ”اگر مسعودی‌ای***کاشکی کژ بودی‌ای و تر بودی‌ای
  • جاذِبِ آبِ حیاتی گشته‌ای***اندر آبِ زندگی آغشته‌ای
    1. الحاقی از کلاله.
    2.  نسخۀ قونیه: می‌بُرم من، تا رهد از پُشکْ مُشک.