
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
136دعا و توبه آموختنِ رسولْ صلَّی اللٰهُ علیه و آله و سلّم آن بیمار را
گفت پیغمبر مر آن بیمار را: *** «این بگو: ”کِای سَهلکُن دشوار را آتِنا فی دارِ دُنیانا حَسَن *** آتِنا فی دارِ عُقبانا حَسَن راه را بر ما چو بُستان کُن لطیف *** مقصدِ ما لطفِ خود کن ای شریف“» ----------
مؤمنان در حَشْر گویند: «ای مَلَک *** نی که دوزخ بود راه مشترَک؟! مؤمن و کافر بر آن باید گذار؟! *** ما ندیدیم اندر این رَه دود و نار!1 نَک بهشت و بارگاهِ ایمنی *** پس کجا بود آن گذرگاهِ دَنی؟!» پس مَلَک گوید که: «آن روضهیْ خُضَر *** کآن فلانجا دیدهاید اندر گذر دوزخ آن بود و سیاستگاهِ سخت *** بر شما شد باغ و بستان و درخت چون شما این نفْسِ دوزخخوی را *** آتشیِّ گَبرِ فتنهجوی را جَهدها کردید تا شد پُرصفا *** نار را کُشتید از بهر خدا آتشِ شهوت که شعله میزدی *** سبزۀ تقوا شد و نور هُدی آتشِ خشم از شما هم حِلم شد *** ظلمتِ جهل از شما هم علم شد آتشِ حرص از شما ایثار شد *** وآن حسد چون خار بُد، گلزار شد چون شما این جمله آتشهای خویش *** بهر حق کُشتید جمله پیش پیش نفْسِ ناری را چو باغی ساختید *** اندر او تخمِ وفا انداختید بلبلانِ ذِکر و تسبیح اندر او *** خوش سُرایان در چمن بر طرْفِ جو داعیِ حق را اجابت کردهاید *** وز جَحیمِ نفْس آب آوردهاید 🔹 از جِنان سویِ جِنان کردید باب *** از حَمیمِ نفْس آوردید آب دوزخِ ما نیز در حقّ شما *** سبزه گشت و گلشن و برگ و نوا چیست احسان را مکافات ای پسر؟ *** لطف و احسان و ثوابِ معتبَر2 نی شما گفتید: ”ما قربانیایم *** پیشِ اوصافِ بَقا ما فانیایم ما اگر قَلّاش اگر دیوانهایم *** مستِ آن ساقیّ و آن پیمانهایم3 - سوره مریم آیه 71؛ ﴿وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا﴾. و عن الصادق عليه السلام أنه سئل عن الآية فقيل له: أنتم أيضا واردوها؟ فقال: «جزناها و هي خامدة».
- سوره الرحمن، 60؛ ﴿هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ﴾
- قَلّاش: بینوا، تهیدست.
