
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
123تا به پایِ خویش باشند آمده *** آن فَلیوان جانبِ آتشکده1 کاهْبرگی مینماید تا تو زود *** پُف کنی کاو را بِرانی از وجود هان! که آن کَهْ کوهها برکنده است *** زو جهان گریان و او در خنده است مینماید تا به کَعبْ این آبِ جو *** صد چو عوْجِ بْنِ عُنُق شد غرقِ او مینماید موجِ خونش تَلّ مُشک *** مینماید قعرِ دریا خاکِ خشک خشک دید آن بَحر را فرعونِ کور *** تا در او رانْد از سرِ مستیّ و زور 🔹 چون درآمد، در تگ دریا فِتاد *** زآنکه چشمش زَ اصلْ نابینا فِتاد2 دیده بینا از لقای حق شود *** حق کجا همرازِ هر احمق شود قند بیند، خود شود زهرِ قَتول *** راه بیند، خود بوَد آن بانگِ غول ای فلک، در فتنۀ آخِرْ زمان *** تیز میگردی، بده آخر زمان!3 خنجرِ تیزی تو اندر قصدِ ما *** نیشِ زهرآلودهای در فَصدِ ما ای فلک، از رحمِ حق آموزْ رَحم *** بر دلِ موران مَزن چون مارْ زخم حقِّ آن که چرخۀ چرخِ تو را *** کرده گَردان بر فرازِ این سرا که دگرگون گردی و رحمت کنی *** پیش از این کز بیخْ ما را بَرکَنی حقِّ آن که دایگی کردی نخست *** تا نهالِ ما ز آب و خاک رُست حقِّ آن شه که تو را صاف آفرید *** کرد چندان مَشعَله در تو پدید آنچنان مَعمور و باقی داشتت *** تا که دَهریّ از اَزَل پنداشتت شُکر؛ دانستیم آغازِ تو را *** انبیا گفتند خودْ رازِ تو را آدمی داند که خانه حادِث است *** عنکبوتی نی که در وی عابِث است پشّه کی داند که این باغ از کی است؟! *** کاو بهاران زاد و مرگش در دی است کِرم کاندر چوب زاید سست حال *** کی بداند چوب را وقتِ نهال؟! ور بداند کِرم، از ماهیّتش *** عقل باشد؛ کِرم باشد صورتش عقلْ خود را مینماید رنگها *** چون پَری دور است ازآن فرسنگها - فَلیوان: افراد سرگشته و حیران.
- نسخۀ قونیه:
چون درآید در تگ دریا بوَد *** دیدۀ فرعون کی بینا بوَد. - مثنوی شریف: بده آخر امان.
