اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

119
  • حکایتِ پیر و مُرید

  • خانه‌ای نو ساخت روزی نو مُرید***پیر آمد خانۀ او را بدید
  • گفت شیخ آن نو مُریدِ خویش را***امتحان کرد آن نِکو اندیش را:
  • «روزن از بهر چه کردی ای رفیق؟»***گفت: «تا نورْ اندر آید زین طَریق»
  • گفت: «آن فرع است؛ این باید نیاز***تا از این ره بشنوی بانگِ نماز
  • 🔹 نورْ خودْ اندر تَبَع می‌آیدت***نیّتْ آن را کن که آن می‌بایدت»
  • ----------

  • بایَزیدْ اندر سفرْ جُستی بسی***تا بیابد خِضرِ وقتِ خودْ کسی
  • دید پیری با قَدی همچون هلال***بود در وی فَرّ و گفتارِ رِجال
  • دیده نابینا و دلْ چون آفتاب***همچو پیلی دیده هندستان به خواب
  • چشم‌بسته خفته بیند صد طَرَب***چون گشاید، آن نبیند، این عجب‌!
  • بس عجب در خوابْ روشن می‌شود***دلْ درونِ خوابْ روزن می‌شود
  • و‌آن که‌ بیدار است و بیند خوابِ خَوش***عارف است او، خاکِ او در دیده کَش
  • 🔹 بایزید او را چو از أقطاب یافت***مَسکَنَت بنْمود و در خدمت شتافت
  • پیشِ او بنْشست و می‌پرسید حال***یافتش درویش و هم صاحب‌عِیال
  • گفت: «عزمِ تو کجا ای بایزید؟***رَختِ غربت را کجا خواهی کشید؟»
  • گفت: «قصدِ کعبه دارم از وَلَه»***گفت: «هین، با خود چه داری زادِ رَه؟»1
  • گفت: «دارم از دِرَمْ نقره دویست***نَک ببسته سخت بر گوشه‌یْ رِدی‌ست‌»
  • گفت: «طوْفی کن به گِردم هفت بار***وین نِکوتر از طوافِ حجْ شمار
  • و‌آن‌ دِرَم‌ها پیشِ من نِهْ ای جواد***دانْ که حجّ کردی و حاصل شد مراد
  • عمره کردی، عمرِ باقی یافتی***صاف گشتی، بر صفا بشْتافتی
  • حقِّ آن حقّی که جانت دیده است***که مرا بر بیتِ خود بُگزیده است
  • کعبه هر چندی که خانه‌یْ بِرِّ اوست***خِلقتِ من نیز خانه‌یْ سرِّ اوست
  • تا بکَرد آن خانه را، در وی نرفت***وَ اندر این خانه به‌جز آن حَیّ نرفت
  • چون مرا دیدی، خدا را دیده‌ای***گِردِ کعبه‌یْ صِدق بر‌گردیده‌ای
    1.  نسخۀ قونیه: از پِگَه.