
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
116آنچه من خوردم، شما را خوردنیست *** وینچنین ضَربَت جزای هر دَنیست 🔹 رفت بر من، بر شما هم رفتنیست *** اینچنین غصّه شما را خوردنیست» این جهانْ کوه است و، گفت وگوی تو *** از صَدا هم باز آید سویِ تو چون ز صوفی گشت فارغْ باغبان *** یک بهانه کرد زآن پس جنسِ آن: «کای شریفِ من، برو سویِ وُثاق *** که ز بهرِ چاشتْ پختَهاسْتم رُقاق1 بر درِ خانه بگو قیماز را *** تا بیارد آن رُقاق و قاز را»2 چون به ره کردش، بگفت: «ای مردِ دین *** تو فَقیهی، ظاهر است و این یقین او شریفیّ میکُند، دَعویّ سرد *** مادرِ او را که داند تا چه کرد؟! بر زن و بر فعلِ زنْ دل مینهید *** عقلِ ناقص وآنگهانی اِعتِمید؟! خویشتن را بر علیّ و بر نَبیّ *** بسته است اندر زمانه هر غَبیّ» ----------
هر که باشد از زِنا وز زانیان *** این بَرد ظنّ در حقِ رَبّانیان هر که برگردد سرش از چرخها *** همچو خود گردنده بیند خانه را آنچه گفت آن باغبانِ بوالفضول *** حالِ او بُد، دورْ زُ اوْلادِ رسول گر نبودی او نتیجهیْ مُرتَدان *** کی چنین گفتی برای خاندان ----------
خوانْد افسونها، شنید آن را فقیه *** در پیاش رفت آن ستمکارِ سَفیه گفت: «ای خر، اندر این باغت که خوانْد؟ *** دزدی از پیغمبرت میراث مانْد؟! شیر را بچّه همی مانَد بدو *** تو به پیغمبر چه میمانی؟! بگو!» با شریفْ آن کرد آن دونْ از کجی *** که کُنَد با آلِ یاسینْ خارجی تا چه کین دارند دائم دیو و غول *** چون یزید و شمرْ با آلِ رسول شد شریفْ از ظلمِ آن ظالمْ خراب *** با فقیهْ او گفتْ با چشمِ پُرآب:3 «پای دار اکنون که ماندی فرد و کم *** چون دُهل شو، زخم میخور بر شکم گر شریف و لایق و همدم نیام *** از چنین ظالم تو را من کم نیام مر مرا دادی بدین صاحب غَرض *** احمقی کردی، تو را بِئسَ العِوَض» شد از او فارغ، بیامد: «کای فقیه *** چه فقیهی؟! ای تو ننگِ هر سَفیه - وُثاق: اتاق. رُقاق: نان.
- قیماز: کنیز، خدمتکار.
- نسخۀ قونیه:
شد شریف از زخم آن ظالم خراب *** با فقیه او گفت: «ما جَستیم از آب.
