
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
115جدا کردنِ باغبانْ صوفی و فقیه و عَلَویّ را از هم
باغبانی چون نظر در باغ کرد *** دید چون دزدان به باغِ خود سه مرد یک فقیه و یک شریف و صوفیای *** هر یکی شوخی فضولی یوفیای1 گفت: «با اینها مرا صد حجّت است *** لیک جمعَند و جماعت رحمت است2 برنَیایم یکتنه با سه نفر *** پس بِبُـرَّمْشان نخست از یکدگر هر یکی را من بهسویی افکنم *** چونکه تنها شد، سِبالش برکَنم» حیله کرد و کرد صوفی را به راه *** تا کُنَد یارانْش را با او تباه3 گفت صوفی را: «برو سوی وُثاق *** یک گلیم آور برای این رِفاق» رفت صوفی، گفتْ خلوتْ با دو یار: *** «تو فقیهی، وین شریفِ نامدار ما به فتوای تو نانی میخوریم *** ما به پَرّ دانشِ تو میپَریم وین دگر شهزاده و سلطانِ ماست *** سیّد است، از خاندانِ مُصطفیٰست کیست آن صوفیْ شکَمخوارِ خَسیس *** تا بوَد با چون شما شاهانْ جَلیس؟! چون بیاید مر ورا پنبه کنید *** هفتهای در باغ و راغِ من تَنید4 باغ چه بْوَد؟! جانِ من آنِ شماست *** ای شما بوده مرا چون چشمِ راست» وسوسه کرد و مر ایشان را فریفت *** آه کز یاران نمیباید شِکیفت چون به ره کردند صوفی را و رفت *** خَصم شد اندر پیاش با چوبِ زَفت گفت: «ای سگ صوفیای کاو از سِتیز *** اندر آید باغِ مردم تیز تیز! این، جُنَیدت ره نمود و با یزید؟! *** از کدامین شیخ و پیرت این رسید؟!» کوفت صوفی را چو تنها یافتش *** نیمکُشتش کرد و سر بشْکافتش گفت صوفی: «آنِ من بُگذشت لیک *** ای رفیقانْ پاسِ خود دارید نیک مر مرا اَغیار دانستید، هان *** نیستم اَغیارتر زین قَلتَبان - نسخۀ قونیه: شوخی بدی لایوفیای.
- نسخۀ قونیه: جماعت قوّت است.
- نسخۀ مِلکی نیکلسون: بی او تباه.
- اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: پینه کنید.
پنبه کنید: بگریزانید.
