اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

112
  • یک نشانِ دیگر آنکه آن بِلیس***ننْهدش سر، که: «منم شاه و رئیس»
  • پس اگر ابلیس هم ساجِد شدی***او نبودی آدم، او غیری بُدی
  • هم سجود هر مَلَکْ میزانِ اوست***هم جُحودِ آن عَدو برهانِ اوست
  • هم گواهِ اوست اِقرار مَلَک***هم گواه اوست کُفرانِ سَگک
  • این سخن پایان ندارد، باز‌گرد***تا چه کرد آن خرس با آن شیرمرد
  • تتمّۀ قصّۀ آن مغرورْ بر وفای خرس

  • شخصْ خُفت و خرس می‌رانْدش مگس***وز ستیز آمد مگسْ زو بازْ پس
  • چند بارَش رانْد از روی جوان***آن مگس پس باز می‌آمد دوان
  • خشمگین شد با مگسْ خرس و برفت***بر‌گرفت از کوهْ سنگی سختْ زَفت
  • سنگ آورْد و مگس را دید باز***بر رخِ خفته گرفته جای‌ساز
  • برگرفت آن آسیا سنگ و بزد***بر مگس، تا آن مگس وا پس خزد
  • سنگْ روی خفته را خشخاش کرد***وین مَثَل بر جمله عالَمْ فاش کرد:
  • «مِهرِ اَبله، مِهرِ خرس آمد یقین***کینِ او مِهر است و مِهرِ اوست کین
  • عهدِ او سست است و ویران و ضعیف***گفتِ او زَفت و وفای او نَحیف‌»
  • ----------

  • گر خورَد سوگند هم، باور مکن***بشْکند سوگندْ مردِ کژ سخُن
  • چون‌که ‌بی‌سوگندْ گفتش بُد دروغ***تو مَیُفت از عهد و سوگندش به دوغ
  • نفْسِ او میر است و عقلِ او اسیر***صد هزاران مُصحَفش خودْ خورده گیر
  • چون‌که ‌بی‌سوگند پیمان بشکند***گر خورَد سوگند ز‌آن بدتر کند
  • ز‌آنکه نفْس آشفته‌تر گردد از آن***که کُنی بندش به سوگندِ گِران
  • چون اسیری بندْ بر حاکم نهد***حاکمْ آن را بر‌درَد، بیرون جَهد
  • بر سرش کوبد ز خشمْ آن بند را***هم زند بر روی او سوگند را