اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

110
  • گر خفاشی را ز خورشیدی خوری‌ست***آن دلیل آمد که آن خورشید نیست‌1
  • نفرتِ خفّاشگان آمد دلیل***که: «منم خورشیدِ تابانِ جَلیل»
  • گر گلابی را جُعَلْ راغب شود***آن دلیلِ ناگلابی می‌بوَد
  • گر شود قلبی خریدارِ مِحَک***در مِحَکّیّ‌اش در‌آید نقص و شک
  • دزدْ شب خواهد نه روز، این را بدان***شب نی‌ام، روزم که تابم در جهان
  • فارِقم فاروقی‌ام غربال‌وار***تا که کاه از من نمی‌یابد گذار
  • آرْد را پیدا کنم من از سبوس***تا نمایم کاین نُقوش است آن نُفوس
  • من چو میزانِ خدایم در جهان***وانمایم هر سبُک را از گِران
  • گاو را داند «خدا» گوساله‌ای***خر خریداریّ و در‌خورْ کاله‌ای
  • من نه گاوم تا که گوسالَه‌م خَرَد***من نه خارم کُاشتُری از من چَرد
  • او گمان دارد که با من جوْر کرد***بلکه از آیینۀ من روفْت گَرد
  • تملّقِ دیوانه با جالینوس، و وهم‌کردنِ جالینوس

  • گفت جالینوس با اصحابِ خَود:***«مر مرا تا آن فلانْ دارو دهد»
  • پس بدو گفت آن یکی: «کای ذو فُنون***این دوا خواهند از بهرِ جُنون!
  • دور از عقلِ تو این، دیگر مگو»***گفت: «در من کرد یک دیوانه ر‌و
  • ساعتی در روی من خوش بنْگرید***چشمکم زد، آستینِ من کشید2
  • گر نه جنسیّت بُدی در من از او***کی رُخ آوردی به من آن زشت‌رو؟!
  • گر ندیدی جنسِ خود، کی آمدی؟!***کی به غیر جنسْ خود را بر زدی؟!‌»
  • چون دو کس بر هم زند، بی‌هیچ شک***در میانشان هست قدرِ مشترک
  • کی پرد مرغی به‌جز با جنسِ خَود؟!***صحبتِ ناجنسْ گور است و لَحَد
    1. خور: بهره و لذت.
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: آستین من دَرید.