اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

108
  • و‌آن‌ توهّم‌هات را سیلاب بُرد***زیرکیّ بارِدَت را خواب بُرد
  • چون نبودی بدگمان در حقّ او؟!***چون نهادی سَر چنان ای زشت‌خو؟!
  • چون خیالت نامَد از تزویرِ او؟!***وز فسادِ سِحرِ احمق‌گیر او؟!
  • سامریّ‌ای خود که باشد -ای مُهان-***که خدایی بر‌تراشَد در جهان؟!
  • در خداییْ گاو چون یکدل شدی؟!***وز همه اِشکال‌ها عاطِل شدی؟!1
  • گاو می‌شاید خدایی را به لاف؟!***در رسولیّ‌ام تو چون کردی خِلاف؟!
  • پیشِ گاوی سجده کردی از خری***گشت عقلت صیدِ سِحرِ سامری
  • چشم دزدیدی ز نورِ ذوالجلال***اینْت جهلِ وافِر و عینِ ضَلال
  • شُه بر آن عقل و گزینش که تو را ست!***چون تو کانِ جهل را کُشتن سزاست
  • گاوِ زرّین بانگ کرد، آخر چه گفت***کَاحْمقان را این همه رغبتْ شکفت؟!
  • ز‌آن عجب‌تر دیده‌ای از من بسی***لیک حق را کی پذیرد هر خَسی‌؟!»
  • ----------

  • باطلان را چه رُباید؟ باطلی***عاطِلان را چه خوش آید؟ عاطِلیّ
  • ز‌آنکه هر جنسی رُباید جنسِ خَود***گاوْ سوی شیرِ نر کی رو نهد؟!
  • گرگ بر یوسف کجا عشق آورَد؟!***جز مگر از مکر تا او را خورَد
  • چون ز گرگی وا رهد، مَحرم شود***چون سگِ کهف از بنی‌آدم شود
  • 🔹 چون محمّد را ابوبکرِ نکو***دید صدقش، گفت: «هٰذا صادِقُ»
  • چون ابوبکر از محمّد بُرد بو***گفت: «هٰذا لَیسَ وَجهٌ کاذِبُ»
  • چون نبُد بوجهل از اصحابِ دَرد***دید صد شَقِّ قَمَر، باور نکرد
  • دردمندی کِش ز بام افتاد تشت***زو نهان کردیم، حقْ پنهان نگشت
  • و‌آن که‌ او جاهل بُد از دردش بعید***چند بنمودیم و او آن را ندید
  • آینه‌یْ دلْ صاف باید تا در او***وا شناسی صورتِ زشت از نِکو
    1.  نسخۀ قونیه: چون در این تزویرِ او یکدل شدی؟!