اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

105
  • زاری‌ای می‌کن چو زورت نیست، هین***چون‌که ‌کوری، سر مکِش از راه‌بین
  • تو کم از خرسی، نمی‌نالی ز درد؟!***خرس رَست از درد چون فریاد کرد
  • ای خدا این سنگِ دل را موم کن***ناله‌اش را تو خوش و مرحوم کن
  • گفتنِ نابینای سائل که: «من دو کوری دارم،‌ مرا رحم کنید!»

  • بود کوری که همی‌گفت: «الأمان***من دو کوری دارم ای اهل زمان
  • پس دو باره رحمتم آرید هان***چون دو کوری دارم و من در میان»
  • 🔹 از تعجّب مردمان گفتند: «لیک***این دو کوری را بیان کن نیکِ نیک
  • ز‌آنکه یک کوریت می‌بینیم ما***آن دگر کوری چه باشد؟! وا نما»
  • گفت: «زشت آوازم و ناخوش صدا***زشت آوازیّ و کوری شد دوتا
  • بانگِ زشتم مایۀ غم می‌شود***مِهرِ خَلق از بانگ من کَم می‌شود
  • زشت آوازم به هر جا که روَد***مایۀ خشم و غم و کین می‌شود
  • بر دو کوری رحم را دوتا کنید***این‌چنین ناگُنج را گُنجا کنید»
  • کرد نیکو چون بگفت این راز را***لطفِ آوازِ دلش آواز را
  • ----------

  • زشتیِ آواز کم شد زین گِله***خَلق شد با وی به رحمت یک‌دله
  • و‌آن که‌ آوازِ دلش هم بد بوَد***آن سه کوری، زشتیِ سَرمد بوَد1
  • لیک وَهّابان که بی‌علّت دهند***بو که دستی بر سرِ زشتش نهند
  • چون‌که ‌آوازش خوش و مرحوم شد***زو دلِ سنگین‌دلان چون موم شد2
  • نالۀ کافر چو زشت است و شَهیق***ز‌آن نمی‌گردد اجابت را رفیق
  • ﴿اِخْسَئوا﴾ بر زشت آواز آمدَه‌ست***کاو ز خونِ خَلقْ چون سگ بود مست‌3
  • چون‌که ‌ناله‌یْ خرسْ رحمت‌کِش بوَد***نالۀ تو نبوَد این، ناخوش بود
  • دان که با یوسفْ تو گرگی کرده‌ای***یا ز خونِ بی‌گناهی خورده‌ای
    1.  نسخۀ قونیه: دوری سرمد بوَد.
    2.  نسخۀ قونیه: خوش و مظلوم شد.
    3.  علاءالدوله: چون سگ بود، جَست.