اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

100
  • گفت: «تو خود جبرئیل رحمتی؟!***یا خدایی که ولیّ نعمتی؟!‌1
  • ای مبارک ساعتی که دیدی‌ام***مرده بودم، جانِ نو بخشیدی‌ام
  • ای خنُک آن را که بیند روی تو***یا در‌افتد ناگهان در کوی تو
  • تو مرا جویانْ مثالِ مادران***من گریزان از تو مانندِ خران»
  • خر گریزد از خداوند از خری***صاحبش در پی ز نیکو‌گوهری
  • نَز پیِ سود و زیان می‌جویَدش***لیک تا گُرگش ندرّد یا دَدش
  • «ای روانِ پاکْ بسْتوده تو را***چند گفتم ژاژ و بیهوده تو را!
  • ای خداوند و شهنشاه و امیر***من نگفتم، جهلِ من گفت، این مگیر
  • شمّه‌ای زین حال اگر دانستمی***گفتنِ بیهوده کی تانِستَمی؟!
  • بس ثنایت گفتمی ای خوش‌خِصال***گر مرا یک رمز می‌گفتی ز حال
  • لیک خامش‌کرده می‌آشوفتی***خامُشانه بر سرم می‌کوفتی
  • شد سرم کالیوه، عقل از سر بجَست***خاصه این سر را که مغزش کمتر است
  • عفو کن ای خوب‌رویِ خوب‌کار***آنچه گفتم از جنون، اندر گذار!»
  • گفت: «اگر من گفتمی رمزی از آن***زَهرۀ تو آب گشتی آن زمان
  • گر تو را من گفتمی اوصافِ مار***ترس از جانت برآوردی دَمار»
  • ----------

  • مصطفیٰ گوید: «اگر گویم به راست***شرح آن دشمن که در جانِ شماست
  • زهره‌های پُر‌دِلان هم بر درَد***نی روَد ره، نی غمِ کاری خورَد2
  • نی دلش را تاب مانَد در نیاز***نی تنش را قوّتِ صوْم و نماز‌»3
  • همچو موشی پیش گربه لا شود***همچو میشی پیش گرگ از جا رود
  • اندر او نی حیله مانَد نی روش***پس کنم ناگفته‌تان من پرورش
  • همچو بوبکرِ رَبابی تن زنم***دستْ چون داوود در آهن زنم
  • تا مُحال از دست من حالی شود***مرغِ پرْ بر‌کنده را بالی شود
  • چون ﴿یَدُ اللَهْ فَوقَ أیدیهِم﴾ بوَد***دست ما را دستِ خود فرمود اَحَد
  • پس مرا دستِ بلند آمد یقین***بر‌گذشته ز‌آسمانِ هفتمین
  • دستِ من بنْمود بر گردونْ هنر***مُقریا بر‌خوان که: ﴿اِنْشَقَّ القَمَر﴾
    1.  نسخۀ مونیخ (الف): با خدایی. نسخۀ ملکی نیکلسون: یا خدایی یا حبیبی یا ولیّ؟!
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بر هم درَد.
    3. رسول اللٰه صلی اللٰه علیه و آله و سلم: «لو تعلمون ما اعلم لضحکتم قلیلا و لبکیتم کثیرا...!»